تعلیم فرزندان

تعلیم فرزندانتعلیم و تعلّم فرزندان  در روایات اسلامی  از حقوق لازم شمرده شده است و در غالب روایات مى‏خوانیم، حق اولاد بر پدر و مادر این است كه آنها را عالم كنند.

 «قال رسول الله(ص): حق الولد علی والده أن یعلمّه الكتابة ورمایة و أن لایرزقه الّا طیّباً»« كنز خبر 45340.»

و این جمله در بسیارى از روایات وارد شده مراد از تعلیم و تعلمى كه در روایات آمده، سه قسمت تعلیم و تعلم مربوط به بچه، مربوط به نوجوان، مربوط به جوان باید باشد و اگر پدر و مادردر این سه قسمت از تعلیم وتعلم كوتاهى كنند مقصرند و اولاد مى‏تواند در روز قیامت از آنها باز خواست كند و بعضى اوقات هم بعنوان ثانوى منجر به حرمت مى‏شود.

قسم اول: معلوماتى است كه مربوط به دنیاى بچه است نظیر....

 مدرسه و راهنمایى، دبیرستان و دانشگاه كه آنچه واجب است براى پدر و مادر معلومات عمومى است ومعلوم است این معلومات عمومى هر چه بالا برود فضیلتى است براى انسان، و پدر و مادر این حق را بهتر مراعات مى‏كنند.

یك قسمت هم مربوط به زندگى است یعنى تعلیم و تعلّم كه مربوط به زندگى انسانها ست مثل اینكه لازم است مادر به دخترش شوهر دارى یاد بدهد، خانه دارى، بچه دارى باید یك دختر 15 ، 10 ساله بداند كه چگونه باید شوهر دارى كرد و این وظیفه اى است كه‏ مادر باید انجام دهد، از نظرعمل، ازنظر گفتار و طرز شوهر دارى را به دخترش یاد بدهد، طرز بچه دارى را، بعضى اوقات شنیده شده كه مثلًا دختر مدرك دیپلم دارد و یا مافوق دیپلم اما بچه را بلد نیست بشوید، یا اینكه او را باز كند و بپیچد و این بد است براى دختر و در حقیقت باید بگوییم ننگى است براى مادر.

زیاداتفاق افتاده است كه دختر خانه شوهر مى‏رود اما بلد نیست غذا بپزد بلد نیست مهماندارى كند، یك برنج و خورشتى بپزد، این نقصى است براى دختر ولو خیلى هم باسواد باشد و در حقیقت نقصى است براى مادر.

بعضى اوقات افتاق افتاده است كه دختر رفته خانه شوهر بلد نبوده یك دگمه را بدوزد، چه رسد به اینكه خیاطى و گلدوزى بلد باشد.این نقصى است براى دختر و لو اینكه از نظر جهیزیه عالى باشد، از نظر مدرك هم لیسانس و دیپلم داشته باشد، دكترا داشته باشد این نقصى است یك دختر خانم در مرتبه اول باید خانه دارى و بچه دارى و شوهردارى را بلد باشد، در مرتبه بعد مدرك دیپلم یا لیسانس یا فوق دكترا داشته باشد، آن مرتبه لازم است، آن مرتبه فضیلت است.

یك دختر خانم باید مادرش طرز شوهردارى را به او یاد بدهد، خود این زن شوهر دار باشد و به رخ دخترش بكشاند و به زبان بگوید كه باید اینطور شوهر دارى كنى وقتى شوهر آمد خانه چیزى دست او است زن بلند شود با خوش رویى، با سلام، باتشكر آن چیز را از دست شوهر بگیرد. نان باشد، میوه باشد گوشت باشد، و به دخترش هم بفهماند وقتى كه شوهرت آمد باید جلوى پاى او بلند شوى و آنچه در دست اوست بگیرى و از او تشكر كنى بالاخره شوهر دارى كردن، بچه دارى كردن، خانه دار كردن براى یك زن، واجب است.

این پسر كه مى‏خواهد تشكیل خانواده بدهد، پدرش و مادر ش باید به او یاد بدهند كه چگونه باید زن دارى كند، بایدمرد باشى در خانه، باید مروّت و ایثار و گذشت داشته باشى در خانه، علاوه بر اینكه پدر به او یاد مى‏دهد ایثار و گذشت را كه انشاءالله بعد مفصل درباره تربیت عملى صحبت مى‏كنم، از نظر گفتار باید بنشیند با زبان خوش با تسلط بر اعصاب به بچه اش بگوید، بچه جان اگر مى‏خواهى سعادتمند شوى در دنیا و آخرت باید اینجور زن دارى كنى، باید ایثار و گذشت و فداكارى داشته باشى باید عفو و صفح در خانه داشته باشى، باید شبها بنشیند و به بچه اش یاد دهد كه در جامعه چگونه باید زندگى كنى باید به او بگوید آدم خوش معامله شریك مال مردم است.

مواظب باشد با صداق باشى، مواظب باش با حقیقت باشى، مواظب باش جامعه تورا طرد نكند و مواظب باش در دل جامعه جاباز كنى ، مادر باید مواظب باشد، بایدبداند دخترش كجا مى‏رود ، با كه تماس دارد، دخترحق ندارد تنهایى حتی برای نماز جمعه برود و مادر ش در خانه باشد، پدرش در خانه باشد، چه رسد به سایر جاهای مشکوک ؛ مگر مى‏شود دختر را رها كرد دختر برود، بعد بگوید دختر خانم كجا بودى، بگوید رفتم با هم مباحثه ام مباحثه كنم یا رفتم منزل دائیم، بعضى اوقات بجاى منزل دائى و منزل خاله به جاى دیگر مى‏رود لذا یك دفعه ننگ براى پدر و مادر بار مى‏آورد، یك دفعه خبر بیاورند یك جوان را بردند كلانترى، پدر و مادر بیا كلانترى ببین چه خبر است، بالاتر از این یك دفعه خبر بیاورند دخترت را بردند كلانترى بیا ببین چه خبر است. این نه ننگ براى دختر تو است،نه بلکه سربزیرى براى دختر تو است تا بمیرد، بلكه سربزیرى براى طایفه است.

آقا شب نخواب اگر پسرت نمى‏خوابد، شب بنشین پسرت را بخواه با او صحبت كن، علم به او بیاموز این واجب است این لازم است، «حَقُّ الْوَلدِ عَلَی الْوالِدِ انْ یُعَلّمَهُ» به او بگو آقا طرز زندگى تو این است، به او بگو اگررفیق بد داشته باشى در چاه مى‏افتى و اگر در چاه افتادى هزار نفر عقل هم نمى‏توانند از چاه بیرونت بیاورند، اگر بازارى است یادش بده بگو اگر متخلف شدى، اگر حقه بازى شدى، اگر مال حرام آمد مغازه ات قرآن میگوید: «یمحق الله الرّبا و یربى الصدقات» « بقره، 276» یعنى صدقه مال را زیاد مى‏كند امااگر حرام، ربا، غشّ در معامله، كم فروشى بدبختى آمد در مال، این مال را نابودش مى‏كند این آیه را براى پسرت بخوان طرز كسب را به اویادبده بگو پسرجان من، باید سر كسب سربزیر باشى اگر زنى آمد در مغازه ات ، وقتى زن رفت نفهمى كه جوان بود یا پیر، با جمال بود یا بى جمال، دهاتى بود یا شهرى، پسرجان من، سركسب باید نجیب باشى تا زنها به تو مراجعه كنند و پشت سر تو تعریف تو رابكنند، باید با حقیقت و باصفا باشى تا اینكه رفقایت، همسایه ات، تجار دیگر به تو اطمینان داشته باشند، و ورشكست نكنى و اگر ورشكست كردى فوراً به فریاد تو برسند، و نگذارند رسوا شوى، این وظیفه پدرهاست كه با پسرها صحبت كنند، این وظیفه مادرهاست كه با دخترها صحبت كنند. باید به این دختر خانم گفت كه دختر خانم تو نباید در مغازه بروى اگر چیزى لازم دارى باید من برایت بگیرم، باید پدرت برایت بگیرد اما اگر مى‏خواهى سلیقه ات را بخرج بدهى خوب مجبوراً باید با من باشى دختر به تنهایى مى‏خواهد برود در مغازه كار یكدفعه میشود و آن وقتى كه شد دیگر بى آبرویى براى طائفه و خانواده است یك آن هوسرانى یك عمر پشیمانى، یك آ ن غفلت مادر، یك عمر سربزیرى دخترت، تنها برود نماز جمعه، دخترت تنها برود براى خرید، آن هم در مغازه جوان ،انسان مى‏شنود كه دختر نجیب، دختر عفیف اما نفهمیده و نفهم تر از او پدر و مادرش، مراجعه مى‏كند در مغازه جوان در مغازه لباس فروشى كه جوان مزلّفى یا جوان نانجیبى صاحب آن مغازه است. ننگ است براى پدرو مادر ها و پدر ومادرها باید صحبت كنند با پسرها البته با داد و فریاد نمى‏شود دختر را آدم كرد، نمى‏شود پسر را آگاه كرد، مادریكه مى‏خواهد با دختر بزرگش حرف بزند باید تسلط بر اعصابش داشته باشد با تبسم با استدلال.

قرآن در سوره لقمان یك جمله دارد و این جمله به همه مخصوصاً به پدر و مادرها مى‏فهماند كه چگونه باید با دختر و پسرشان حرف بزنند مى‏فرماید: «وَ اذْ قالَ لُقْمانَ لِابْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنّیَ لاتُشركْ بِالله انَّ الشِّرْكَ لَظُلمٌ عَظیمٌ» «1»مى‏فرماید لقمان به پسرش موعظه مى‏كرد و وقتى موعظه مى‏كرد مى‏گفت: پسر جان من، شرك نیاورد براى اینكه شرك گناه بزرگى است در این آیه شریفه سه تا نكته بكار رفته است:

1-      «یا بُنّیَ» پسركم، عزیزم، جانم، یعنى وقتى با پسرت با دخترت مى‏خواهى حرف بزنى بگو عزیزم، جانم.

2-      «وَ هُوَ عَعظُهُ» یعنى با موعظه با تلّطف، با مهربانى با او حرف بزن.

3- «انّ الشّرك لظلم عظیم»: با استدلال یعنى مادر به دختر اینطور بگویددختر عزیزم تو بایدبا من باشى تو تها نباید بروى در مغازه جوان ،یك دفعه خداى نكرده دشمن مى‏رسد یك تهمت به تو مى‏زند و تا بیایى این تهمت را از بین ببرى آبروى تو مى‏رود آبروى طایفه ات مى‏رود.

همچنین به پسر، پسر جان من ، بیرون رفتن ساعت 10 شب در ماه مبارك رمضان ،جاى یك جوان در مسجد است و خواندن قرآن یا در خانه است و دعاى ابوحمزه ثمالى و الا در خیابان هر كه مى‏آید رد شود لعنت باد بر آن پدر و مادرى كه در خانه خوابیده است و تو را رها كرده اند د ركوچه كه متلك بگویى به زنها، یانگاه شهوت آمیز كنى به دخترها و یا اینكه العیاذ بالله كارهاى ناشایسته كنى، بگو پسرجان من تو مى‏خواهى در اجتماعى زندگى كنى، باید شخصیت داشته باشى، باید آبرو داشته باشى باید شخصیت اجتماعى داشته باشى ...بگو پسرجان من! دیگر دختر عالى به تو نمى‏دهند، مجبور مى‏شی دختر پستى بگیرى، مجبور مى‏شوى یك كسب پستى انتخاب كنى و بالاخره جامعه تو را طرد مى‏كند این نحوه برخورد است وواجب است این تعلیم و تعلم ، حتی واجب تر از دبستان و مخصوصاً راهنمائى و دبیرستان و دانشگاه است. آنها بایدباشد گفتم فضیلت است براى اینكه اسلام سه تا علم را علم میداند. ما بقى را فضیلت مى‏داند هر علمى را فضیلتش راامضا كرده جز علمى كه ضرردارد یا  اینهایى كه مردم گول زن است، یا اینكه مردم را سرگرم مى‏كنن و از زندگى باز مى‏دارد و بالاخره برگشتش به مفاسد است و اما غیر از علومی که ضرر دارد همه علوم را امضاءكرده، فضیلت آنهارا امضاء كره اما سه تا علم را علم مى‏داند ما بقى را فضیلت میداند. پیامبر اكرم (ص) وارد مسجد شدند دیدند اطراف یك كسى شلوغ است فرمودند: چه خبر است؟ گفتند: این خیلى علم دارد، پیامبر پر سیدند، علمش چیست؟ جواب دادند یا رسول الله این بلد است كه بمشمارد آباءو اجداد یك كسى را 10، 8، 7 پشت پیدا كند علم انسابش خوب است. مى‏تواند بگوید: تو پسر كه هستى. باباى تو پسر كه هست. باباى باباى تو پسر كیست. باباى باباى باباى تو پسر كیست تا آخر.حضرت فرمودند: این علمى نیست كه دانستنش نفعى داشته باشد و ندانستنش ضررى بعد فرمودند: «انّما العُلوم ثَلاثة»علم در اسلام سه تا علم است:

 «آیة محكمة، سنّة عادلة، فریضة قائمة»فر مودند: سه تا علم داریم یك علم توحید، علم اصول دین كسى بتواند خدا، پیامبر، امامت، صفات خدا، معاد را اثبات كند ، این یك علم است.

یك علم هم علم اخلاق، بداند رذالت بد است و رذالت چیست و بداند فضیلت كدام است و فضیلت چیست وب داند رذال را چگونه باید رفع كرد و فضیلت را چگونه باید بدست آورد.

یكى هم علم فقه، مسأله دانستن، فرمودند: اینها علم است «انّما العلوم ثلاثة و ما سواهن فضل» فرمودند غیر از اینها دیگر فضیلت است یعنى یك جوان چه دختر، چه پسر، در زمان ما مدرك دیپلم داشته باشد فوق دیپل داشته باشد از نظر اسلام امضاء شده فضیلت است، یك پسرى تخصص در یك فنى داشته باشد لازم است و فضیلت است از نظر اسلام.

 «یا أیّها الّذین امنوا قُوا انفسكم و اهلیكم نارا وَقودهاالناس و الحجارة» « تحریم، 6»

نه فقط خودت باید وضوى صحیح بگیرى، دخترت هم باید وضوى صحیح بگیرد، نه فقط خودت باید حجاب داشته باشى دختر 9 ساله شما هم بایدبداند وضع قرص صورت در اسلام چگونه است و وضع مو و ... در اسلام چگونه است. دختر و پسر شما باید رساله خوان و رساله دان باشند یعنى وظیفه واجب شما این است كه شب بنشینى براى دخترت و پسرت رساله بخوانى، براى زنت رساله بخوانى، وظیفه زنها و مردها همین است.

 پیامبر از انسان نمى‏گذرد، اینهارا سرسرى نگیریم، اینهارا با غفلت با بى توجهى از آن نگذریم ، یك دفعه خداى نكرده در روز قیامت گیر مى‏افتیم

 قرآن مى‏گوید: « إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین‏ » زیانكاران در حقیقت كسانى‏اند كه به خود و كسانشان در روز قیامت زیان رسانده‏اند؛ آرى، این همان خسران آشكار است‏« زمر، 15.»

عینى ورشكسته آشكار در روز قیامت آن پدرى است كه براى اولادش باید جهنم برود، آن مادرى است كه براى دخترش باید جهنم برود، پیامبر اكرم (ص) عبور مى‏كرد، یك زنى در حال ریسیدن چرخ بود، زن بى سواد است، تازه مسلمان است. پیامبر رسیدند گفتند به چه دلیل خدا در این عالم هست؟ تو كه مسلمانى تو كه مى‏گوییم خدا هست خدا یكى است و دو نیست به چه دلیل؟ زن از چرخ دست برداشت گفت یا رسول الله این چرخ به این كوچكى احتیاج به دست من دارد اگر آن را تاب دهم مى‏چرخد و الا نه، وقتى چرخ به این كوچكى احتیاج به مدبر داشته باشد این عالم به این چنانى، احتیاج به مدبّر ندارد؟ پیامبر خوشحال شدند رو كردند به اصحاب فرمودند «علیكم بدین العجائز»از این پیره زن باید بگیرید، توحید را از همین پیرزن یاد بگیرید، طرز اثبات وجود خدا را، هر كسى به فراخور حالش باید بداند، جوان عزیزى كه دیپلم هستى، فوق دیپلم هستى، لیسانس هستى، دكترا هستى، از تو نمى‏گذرند، اگر نتوانى اثبات كنى وجودخدا را.

بعضى اوقات فرمول جبر را مى‏دهند دست دختر خانم فوراً حل مى‏كند به همین دختر خانم مى‏گویند، پیامبر اكرم (ص) این پیامبرى كه تو پیامبرش مى‏دانى كیست؟ بلد نیست حالا انشاءالله اینجور نیست.....

پیامبر اكرم (ص) رفتند به جنگى ، پیامبر اكرم ( ص) رسم داشتند وقتى مى‏رفتند به جنگ، چند نفرى مى‏گذاشتند درمدینه كه اینها پاسدارى بدهند و این چند نفر مى‏آمدند خانه افرادى كه رفته بودند به جنگ سرپرستى مى‏كردند. یك جنگى پیامبر رفت نظامى ها و پاسدارهایش را گذاشتند در مدینه یكی از این جوانهاى پاك سرپرستى خانه خودش را مى‏كرد، پاسدارى مدینه را مى‏كرد و سرپرسیتى هفت، هشت ده خانه اى كه شوهرهاشان به جنگ رفته بودند هم مى‏كرد، یك روز آمد سر زند در خانه رفیق به جبهه رفته اش را، زن آمد پشت در او پرسید چه لازم دارى؟ زن شمرد. 

 

اما اینكه پدرو مادر بگوید، معلم و مدرسه و راهنمایى و دبیرستان و دانشگاه بچه ام را مى‏سازد. این غلط است، این از نظر اسلام درست نیست، این حق كشى است و این جهنم رفتن است همین طورى كه خودت مى‏دانى كه خد اهست و چرا خدا هست پسر و دخترت باید بدانند كه خدا هست، چرا خدا هست بایدنحوه معاد را دختر 9 ساله شما بداند.

درباره ایمان در پست قبلی بحث شد ، یك كارى بكنید ترس از جهنم در دل دختر شما جایگزین شود این دختر عفیف این دختر با حقیقت مى‏شود، این دختردیگر سرافراز براى تو مى‏شود پدرها یك كارى كنید این پسر شما از آتش جهنم بترسد، در دلش ترس رسوخ كند بداند آتش جهنم هست  ؛ یقین داشته باش  این سرافرازی مى شود براى شما، و این واجب  است و لازم و یقیناً اگر یك پسر و دخترى بداند كه جهنم هست آن دانستنی كه در ادامه بیان می گردد ، دیگر ساعت 11 در كوچه ها نیست.

در تاریخ مى‏خوانیم پیامبر اكرم (ص) رفتند به جنگى ، پیامبر اكرم ( ص) رسم داشتند وقتى مى‏رفتند به جنگ، چند نفرى مى‏گذاشتند درمدینه كه اینها پاسدارى بدهند و این چند نفر مى‏آمدند خانه افرادى كه رفته بودند به جنگ سرپرستى مى‏كردند. یك جنگى پیامبر رفت نظامى ها و پاسدارهایش را گذاشتند در مدینه یكی از این جوانهاى پاك سرپرستى خانه خودش را مى‏كرد، پاسدارى مدینه را مى‏كرد و سرپرسیتى هفت، هشت ده خانه اى كه شوهرهاشان به جنگ رفته بودند هم مى‏كرد، یك روز آمد سر زند در خانه رفیق به جبهه رفته اش را، زن آمد پشت در او پرسید چه لازم دارى؟ زن شمرد.

نمى دانم چه شد آیا پرده عقب رفت چشم او افتاد، آیا زن بد حرف زد یعنى با عشوه گرى حرف زد، نازك حرف زد، به قول قرآن شیطان گول زد تحریك شد پناه بر خدا وقتى كه چنین شد مرد وارد خانه شد، دست گذاشت بر سینه این زن یكدفعه این زن دادش رفت بالا كه چه مى‏كنى. النار النار، گفت آتش است، آتش است آتش است، چه میكنى؟ تكان خورد همین جمله النار، النار او را از خانه بیرون آورد زن رفت دنبال كار خودش اما او دیگر تلاطم درونیش آرام نمى‏گیرد، هى مرتب میگوید: النّار، النّار، النّآرو بالاخره دیگر نتوانست پاسدارى كند، دیگر نتوانست سرپرستى خانه ها كند، سرپرستى خانه را داد به چند تا رفقایش و قسمت كرد و رفت در بیابان آنجا نماز مى‏خواند گریه مى‏كرد و مى‏گفت: النّار، النّار.

خوشا آن جمله اى كه از دل بلند شود به دل مى‏نشیند، خوشا آن دخترى كه وقتى جوانى متلكى به او مى‏گوید یك جمله النّار، النار بگوید و آن جوان را متلاطم كند به او بگوید و یك تلاطم درونى براى رفیقش پیدا كند بالاخره پیامبر آمد خبر دادند به پیامبر كه قضیه اینطور شده و او هم توبه كرده، معلوم است توبه كرده اما رفته بیابان آنجا صداى النّار، النارش بلند است.

پیامبر اكرم آمدند مسجد موقع نمازبود نماز را خواندند وسط نماز ظهر و عصر منبر مى‏رفتند، فرستادند كه او را بیاورند وقتى آمد كه پیامبر مشغول نماز بود ایستاد در صف، نماز را با پیامبر خواند، پیامبر رفت منبر او یكمرتبه جا خورد كه من چگونه چشمم بیفتد در چشم پیامبر به این مى‏گویند ایمان عاطفى كه قرآن شریف مرتب روى این صحبت دارد: «قُل اعْملوا فَسَیریَ اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ» « توبه، 105»یعنی خانم این آیه را مرتب براى دخترت بخوان، یعنى پدر مرتب به جوانت بگو، قرآن مى‏گوید هر كارى میخواهى بكن اما خدا مى‏بیند، پیامبر مى‏بیند ائمه طاهرین و امام زمان مى‏بیند «قل اعملوا فسیری الله علمكم و رسوله و المومنون» وى پاى منبر نشسته بود پیامبر روى منبر قرار گرفت یك وقت توجهى به وى پیدا كرد، چگونه چشم بیفتد به چشم پیامبر سر را انداخت، زیر سربزیر اتفاقاً پیامبر مى‏خواست موعظه كند سوره «الهیكم التكاثر» را جلو آورد همان سوره اى كه درباره ایمان راجع به آن صحبت كردم،» بسم الله الرحمن الرحیم الْهیكُمُ التّكاثر، حتّی زُرْتُمُ الْمَقابر» جوان پاى منبر مثل ماده اى كه بخواهد منفجر شود منفجر شد. «كَلّا سَوفَ تَعْلَمون، ثُمَّ كَلّا سَوْف تَعْلَمون، كلّا لَوْ تَعْلَمونَ عِلْمَ الْیَقین، لَتَروّنَ الْجحیم، ثّمَ لَتروّنها عَینَ الیَقین، ثمَّ لَتُسْئَلَنَ یَومَئذٍ عَنِ النَعیم» « تكاثر»دنیا مردم را به غفلت انداخته، اى كاش مى‏دانستند، اى كاش مى‏دانستند، اى كاش مى‏دانستند، اول مرتبه علم الیقین، و اینكه باور داشته مى‏دانستند، اینكه جهنم را مى‏بیند در جهنم مى‏افتد و از او سؤال مى‏كنند با نعمت هاى خدا چه كردى. سوره تمام شد، ناگهان صیحه اى زد این جوان افتاد روى زمین خیال‏ كردند غش كرده رفتند بالاى سر جوان آمدند دیدند مرده!

خانم اگر دختر شما درك كند جهنم را نظیر آدم تشنه كه درك مى‏كند تشنگى را، دیگر بى عفت نمى‏شود، نامه عاشقانه نمى‏نویسد، نامه عاشقانه قبول نمى‏كند. آقا اگر پسر شما درك كند آتش جهنم را، باور كند آتش جهنم را دیگر ساعت یازده، دوازده دركوچه هااینطرف و آنطرف نمى‏گردد، سركوچه ها نمى‏نشیند.، تقلّب و حقه بازى نمى‏كند و بالاخره در مراكز فحشا پیدانمى شود و اگر سراغش را گرفتید درم سجد است در پاى مبر و محراب است و این كار لازم است، واجب است.

 «حَقّ الولد علی الوالد انْ یُعَلّ‏مَهُ» حتى بسیارى از بزرگان مى‏گویند اصلًا حقّ الولد علی الوالد أن یعلّمه اول و دومى نیست همین آخرى است یعنى علم دین، یعنى اخلاق، یعنى معارف اسلامى، یعنى فقه.

جواری

تاریخچه مختصر جواری:

منشاء اولیه جواری امریکای مرکزی است جواری اصلی ترین زراعت جهت تامین مواد غذائی در امریکای شمالی ومرکزی وجنوبی قبل از کشف قاره جدید بوده است.

بخصوص باستانشناسی در کشور مرکزیت مشخص نموده است که جواری در حدود 4500 سال قبل از میلاد در آنجا کشت گردیده است.

جواری نه تنها به عنوان غذای اصلی مردم محسوب می گردیده بلکه نقش و اهمیت بسیار مهمی در زندگی مردم آداب و مراسم مذهبی و تاریخ مردم در امریکای جنوبی مرکزی و شمالی داشته است.

پس از کشف قاره امریکا توسط کرستف کلمب در سال 1493 جواری وارد اسپانیا گردید و از آنجا به ایتالیا،پرتگال و سایر کشور ها گسترش یافت پرتگالیها در اوایل قرن شانزدهم میلادی جواری را وارد اندونیزیا، افریقا ،هندوستان و چین نموده است. پس از ورود جواری به اروپا به خصوص در جنوب و غرب اروپا قرن(14تا19) تا مدت ها تصور به این بود که منشاء این کشور های آسیائی است و به همین دلیل آنرا گندم ترکی(Turkish corn) می نامیدند و عقیده داشتند که جواری از آسیای صغیره یا مصروارد اروپا شده است درسال 1737 لینه جواری را(Zeamays) نامید کلمه (Zea) لغت یونانی است که ریشه آن (Zoein) به معنی زندگی است (Zeia) به دانه های پوشیده به خصو ص (Triticum spelta) گیاه ضروری برای زندگی انسان اطلاق می گردیده است.

 

آماده ساختن زمین:

اینکه زمین چند مرتبه قلبه گردد مربوط به ترکیب و ساختمان خاک است زمین در وقت بذر جواری معمولا دو الی سه مرتبه قلبه میشود. سعی گردد تا زمین در وقتی که وتر است قلبه شود . اگر زمین در حالت وتر قلبه شود کلوخ های بزرگ تشکیل نخواهد شد زمین باید بعد از هر قلبه ماله شود تا کلوخ های بزرگ میده شده و رطوبت خاک حفظ گردد زمین باید طور آماده گردد تا تمام گیاه هرزه مزرعه از بین برود.

 

وقت مناسب بذر جواری:

وقت بذر جواری در مناطق مختلف فرق میکند. مناسبترین وقت بذر جواری وقتی است که خطر سرمای زمستان از بین رفته واز شدت باران کاسته شده باشد . در بعضی مناطق جواری زود رس (گرمه) در مدت 90 روز پخته میشود و معمولا جواری در شرایط افغانستان در حدود 120 روز بدون یخبندان را ضرورت دارد . در اکثر ولایت افغانستان بذر جواری تقریباً بین اواسط ثورالی اواخر جوزا صورت میگیرد. نظر به بعضی راپورها در ولایت ننگرهار جواری تقریباً بعد از ده سرطان بذر میشود. (جدول اول) اگر جواری های بسیار جوان را خنک بزند ممکن دوباره نمو کند اما اگر سرما زدگی بالای نباتات بالغ و انکشاف یافته واقع گردد ممکن نباتات را از بین ببرد ویا حاصل آنها را به اندازه قابل ملاحظه پائین بیاورد.بعد از ختم خطر سرما، هر قدری که بذر جواری وقتر صورت بگیرد به همان اندازه نتیجه بهتر خواهد داد.

البته پاین بودن حاصل جواری امکان دارد که به یکی ویا چندین عوامل ذیل ارتباط داشته باشد:

1-    عدم استفاده از تخم های اصلاح شده

2-    موجودیت امراض و حشرات

3-    موجودیت گیاه هرزه

4-    عدم رعایت تناوب زراعتی

5-    عدم مراعات عملیات بهتر زراعتی

6-    عدم موجودیت آب کافی

7-    عدم استفاده کود کیمیاوی

 

خاک و شرایط مناسب اقلیمی:- جواری به خاک حاصل خیز و شرایط اقلیمی مناسب ضرورت دارد. خاک سلت لوم که دارای مقدار مناسب مواد عضوی وزهکشی بهتر باشد برای نمو جواری مناسب است PH مناسب خاک برای جواری در حدود 5.5 الی 8 میباشد.

در زمین زهدار ریشه های جواری خوب نمو نه کرده واز مواد غذایی خاک خوب استفاده مطلوب کرده نمی تواند. در خاک های که زهکشی آن خراب باشد و آب برای مدت زیاد استفاده بماند بته های جواری قد پست بوده برگ های پاین نبات ممکن زرد شده و بالاخره از بین میرود (شکل اول) اگر مواد عضوی به خاک علاوه شود حالت فزیکی خاک را بهبود بخشیده مواد غذایی خاک زیاد شده و قابلیت نگهداشت در خاک زیاد میگردد یک منبع خوب مواد عضوی عبارت از علاوه کردن پاروی حیوانی در خاک است پاروی حیوانی باید قبل از استعمال خوب تجزیه شده باشد و اگر درست تجزیه نشده باشد باید چند ماه قبل از بذر به خاک علاوه شود و بعداً زیر خاک شده تا به مرور زمان تجزیه گردد.

در طول فصل نمو حرارت اوسط 20الی21 درجه سانتی گراد برای نمو و حاصل بهتر جواری بسیار مساعد خواهد بود. جواری در هوائی گرم نمو کرده اما اگر حرارت از30 درجه سانتی گراد بالا برود حاصل جواری پائین خواهد آمد .

همچنان اگر حرارت شب تقریبآ از 13درجه سانتی گراد پاین برود جواری بصورت درست نمو خواهد کرد.

 

طریقه بذر کردن جواری:- جواری معمولاً بروی زمین پاش داده میشود و یا به قطار بذر میگردد. در افغانستان بذر پاشکی زیاد مروج بوده ولی بذر جواری به قطار فواید ذیل را دارا است.

1-    مقدار تخم ریز کم میشود

2-    چون بته های جواری به فاصله های معین از هم قرار داشته از مواد غذایی خاک خوب استفاده مینماید

3-    بته های جواری از شعاع آفتاب خوبتر استفاده میکند

4-    مزرعه جواری به آسانی خیشاوه شده میتواند

5-    در صورت بروز حشرات ، امراض و گیاه هرزه ، مزرعه به آسانی دواپاشی شده می تواند

6-    درو و جمع آوری حاصل به آسانی صورت میگیرد

 

استعمال کود:- کود برای بلند بردن حاصل ، تولید جنسیت بهترو زود رسیدن جواری استعمال میشود. اگر در یک منطقه امکان خنک زدن جواری موجود باشد جهت زود رسیدن و پخته شدن جواری استعمال کود سفارش میشود. در موجودیت مقدار کافی کود یوریا (کود سفید) نمو نبات خوب بوده و رنگ آن سبز تیره میباشد عدم موجودیت توازن بین کود نایتروجن دار و دیگر کود ها و یا استعمال بیش از حد کود نایتروجن دار نمو نبات را زیاد ساخته پخته شدن دانه را به تعویق انداخته و باعث چپه شدن نبات میگردد. علاوتاً نمو بیش از حد نبات را در مقابل امراض و حشرات حساس میسازد. در صورت قلت نایتروجن برگ نبات کم رنگ و زرد شده و بصورت عادی نمو نمیکند . زردی رنگ برگ ابتداء از برگهای پائین شروع میشود در برگهای پائین زردی از قسمت انجام برگ آغاز گردیده و به دو طرف رگ وسطی برگ انکشاف میابد اما کناره های برگ سبز باقی میماند.

 

آبیاری:- برای بدست آوردن حاصل زیاد خصوصاً در مناطق که بارندگی کم دارد مزرعه جواری باید چندین بار آبیاری گردد تعداد آبیاری نظر به شرایط اقلیمی موجودیت آب و نوع خاک فرق میکند هر موقع که نبات جواری پژمرده میشود باید آبیاری شود بهتر است که آبیاری از طرف قبل از ظهر انجام یابد جواری در دو وقت حساس ذیل به آب اشد ضرورت داشته ومزرعه باید آبیاری گردد.

1-    قبل از بذر تا جوانه زدن تخم ها و برآمدن جوانه ها به سطح خاک به قسم یکسان صورت گیرد.

2-    مرحله تشکیل ابریشمک (گل کردن)

نبات جواری در تمام دوره نمو خود مخصوصاً از شروع تولید گل تا تشکیل دانه به آب زیاد ضرورت دارد نبات در این وقت نموی سریع داشته و تشکیل برگها تقریباً مکمل میگردد در اثر قلت آب در مراحل ابتدایی نمو نبات سوخته و قد کوتا بوده و هم تولید ابریشمک ها به تعویق خواهد افتاد یا اینکه بسیاری بته ها ابریشمک ها را به وجود آورده ولی ساختمان تولید گرده بطور مکمل و یا نیمه عقب خواهد بود

در آن صورت دانه خورد یا پوچ بوجود خواهد آمد قلت آب بعد ازعمل القاح باعث تولید شوته های خورد میگردد.

 

کنترول گیاه هرزه و خیشاوه کردن:- برای بلند بردن حاصل جواری باید گیاه هرزه مزرعه جواری از بین برده شود ضرر گیاه هرزه بر علاوه پائین آوردن جنسیت و حاصل جواری قرار ذیل میباشد.

1-    گیاه هرزه یک مقدار آب و مواد غذایی خاک را به عوض که ذریعه جواری جذب گردد استفاده میدارد این مسله خاصتاً در مناطق قلت آب موجود است و در خاک به قدر کافی عناصر ضروری نبات وجود دارند بسیار مهم میباشد.

2-    گیاهای هرزه سبب پناه بعضی حشرات و امراض میگردد.

با از بین بردن گیاهای هرزه پناه گاهی بعضی حشرات و امراض از بین رفته و مقدار زیاد آب و عناصر ضروری خاک در معرض استفاده نبات جواری قرار میگیرد.

 

تناوب زراعتی:- اگر در یک جریب زمین زراعتی به صورت متواتر برای چند سال عین نبات بذر گردد امکان ضعیف شدن خاک رفته و یک تعداد امراض و حشرات و گیاهای هرزه بروز خواهد کرد چون نباتات مختلف مقادیر مختلف عناصر را از عمق های مختلف خاک جذب مینماید برای اینکه از یک زمین زراعتی به صورت بهتر و موثر استفاده شود لازم است که برای چند سال متواتر عین نبات در آن کشت نگردد چون یک تعداد امراض و حشرات تعداد از نباتات مشخص را مورد حمله قرار میدهد پس اگر در یک زمین زراعتی در سال های مختلف نباتات گوناگون رویانیده شود در حقیقت میزبان یک تعداد حشرات و امراض تبدیل شده و در نتیجه از امراض و حشرات مذکور جلوگیری بعمل میاید.

پروتوزوا

حیوانات وحیدالحجروی "  Phylum Protozoa "

اصطلاح پروتوزوا از دو کلمه ترکیب شده است که معنی حیوانات ابتدایی را ارائه می نماید . حیواناتیکه در این فایلم شاملند جسامت کوچک داشته و تنها به وسیله مایکروسکوپ قابل دید میباشند . حیوانات وحیدالحجروی را بنام unicellular Animal  یاد می نمایند ، که درمقابل شان حیوانات کثیر الحجروی یا Multi cellular   قرار دارند.

بعضی حیوانات وحید الحجروی بصورت آزاد و تعداد آنها به شکل طفیلی زیست داشته و عده بصورت اجتماعی  Colony   زندگی مینمایند. حیوانات این فایلم قادر به انجام تمام فعالیت های حیاتی مانند تغذیه، تنفس ، تولد تناسل و غیره  میباشد . بسیاری از اینها مانند آمیب و پارامیشیم و غیره اکثرا در آب زیست نموده در صورت دست یابی به میزبان در بدن حیوانات و نباتات دوره ای از حیات خود را سپری مینمایند.

تاکنون حدود 3000 نوع این حیوانات شناخته شده است که بعضی از پروتوزوا ساختمان ساده و تعدادی آنها ساختمان مغلق دارند.

حیوانات وحیدالحجروی ساحه زندگی وسیع داشته درمحیط های مختلف مانند آبهای شور وشیرین ، آبهای فاسد ، خاک اجسام عضوی مرده و گندیده و نیز بصورت طفیلی درعضویت حیوانات و نباتات زیست مینمایند . در هنگام نامساعد شدن شرایط محیط زیست یعنی تغییر درجه حرارت ، رطوبت و غیره عوامل که فعالیت حیاتی و عادی پروتوزوا را منحل سازد.

در همین شرایط نامساعد محیطی دراطراف جسم خود قشر سخت  Cyst   راتولید میدارند هرگاه شرایط محیطی دوباره برایش مساعد گردید جدار سیست را سوراخ و از آن خارج میشوند . بعضی از پروتوزوا بی ضرر و تعداد از آنها مضراند که سبب امراض گوناگون مانند پینمیش، اسهال ، تب مالاریا و خواب آفریقایی میشوند.

 

 

تکثر (Reproduction)  پروتوزوا به دوصورت امکان پذیر میباشد.

1- تکثر غیر زوجی یا غیر جنسی

2- تکثر زوجی یا جنسی

1- تکثر غیر زوجی : درتکثر غیر زوجی بدون آنکه جنس های مذکر ومؤنث در تولید مثل سهم داشته باشند صورت میگیرد ، که اشکال مختلف صورت پذیراند.

الف – انقسام دوگانه    Binary fission  :  درانقسام دوگانه اولا هسته سایتوپلازم بدو قسمت مساوی تقسیم شده ، بدین ترتیب از یک حجره مادری دوحجره جدید بوجود می آید که هر پگمنت به نوبه خود نمو کرده و به جسامتهای معیین کوچک و بزرگ تقسیم می شوند . چنانچه تکثر آمیب بدین قسم صورت می گیرد.

ب- انقسام مضاعف  Multiple fission : :

که بنام سپرولیشن  Sporulation   نیاز میشود در این انقسام اولا هسته و بعدا سایتو پلازم به چندین طبقه تقسیم شده و هر هسته به وسیله قسمتی از سایتوپلازم احاطه گردیده که به این ترتیب از یک حجره واحد چندین حجره تشکیل می شود . در واقع هر یک از حجرات تولید شده حجره یک پروتوزوای جداگانه میباشد. مثلا در کلاس سارکودینا این قسم تکثر دیده میشود.

 

2- تکثر جنسی یا تکثر زوجی :

img/daneshnameh_up/1/19/b.18.jpgدر پروتوزوا تکثر جنسی بدو شکل صورت میگیرد.

به اثر اتحاد دوگامیت ( حجرات جنسی اصل حجرات مذکور و مونث "سی م ویا ننممگ " را میگویند ) زمانیکه دو پروتوزوا باهم دیگر یکجا شوند زایگوت را تشکیل داده که پس از انکشاف پروتوزوای جدید عرض اندام می نماید.

تکثر زوجی بطریقه conjugation   : دو پروتوزوا دراثر اتحاد موقت مواد هستوی را بین هم مبادله نموده و سپس از جدا شدن هر حیوان طور علیحده توسط انقسام دوگانه تقسیم شده و حیوانات جدید را بوجود میاورد.

 

 

طرق تغذیه پروتوزوا:

تعداد زیادی از پروتوزوا هیتروتروف  Heterotroph بوده ومواد غذایی خود را بصورت آماده شده بعضی از مواد عضوی و موجودات کوچک مانند باکتری الجی وغیره تغذیه میدارند. ولی عده دیگر از پروتوزوا آتوتروف  Auto Troph  اند که مانند نباتات سبز دارای کلوروفیل بوده انرژی آفتاب راجذب و به وسیله عمل ترکیب ضیائی مواد غذایی مورد ضرورت خود را تهیه میدارند ،عده دیگر پروتوزوا  سپروفیت ها  Saprophyte  اند  که از مواد فاسد شده حیوانی و نباتی تغذیه مینمایند.

 

طبقه بندی پروتوزوا:

حیوانات وحیدالحجروی از نظر اعضای حرکی به کلاسهای زیر دسته بندی میشوند.

1- کلاس سارکودینا Sarcodina : حیوانات این کلاس به وسیله پاهای کاذب حرکت مینمایند ، مثلا آمیب.

2- کلاس قمچینداران Flagellate  :  این حیوانات که شلاقداران نیز یاد میشوند بوسیله فلاجین یا قمچین ها حرکت می نمایند، مثلا یوگلینا .

3- کلاس مژه داران Ciliata : حیواناتی که در این گروه شاملند به وسیله مژگک ها حرکت مینمایند، مثلا پارامیشیم .

4- کلاس سپوروزوا  Sporozoa  : در این کلاس حیوانات شامل اند که اعضاء حرکی ندارند مثلا پلازمودیم .

5- کلاس سکتوریا  Suctoria  : اعضا این کلاس دردوره بلوغ ساکن بوده و اعضای حرکی ودارند مگر درحالت لاروا به وسیله مژه ها بصورت آزادانه شنا مینمایند مانند پودوفیریا   Podophrya .

 

 کلاس سا رکودینا  Sarcodina

دراین کلاس حیوانات شامل اند که توسط پاهای کاذب حرکت مینمایند. بعضی انواع اینها غناء پروتوپلازمی نازک داشته و تقریبا برهنه هستند . مانند آمیب انواع دیگر سارکودینا که قشر سخت و محکم ترکیبی از آهک و سلیکان دارند مانند فورامینی فیرا  Foraminifera  ورادیولاریا   Radiolaria   میباشد.

قشر اینها از مدت های خیلی قدیم به روی زمین و در بستر ابحار ترتیب نموده طبقات ضخیم آهکی را بوجود می آورد . درکلاس سارکودینا ساده ترین حیوان آن آمیب میباشد که به حیث نماینده از این کلاس مورد مطالعه قرار داده میشود .

 

آمیب  Amoeba   :

آمیب حیوان وحیدالحجروی است که درآبهای تازه حوض ها و آبهای ایستاده زیست مینمایند. درزیر مایکروسکوپ شکل ثابت نداشته زیرا که آمیب دایما شکل ظاهری خودرا تغییر میدهد . گاهی یک طرف و زمانی سمت دیگری آن تغییر مینماید ، قطر آن یک بر شش میلی متر (250 میکرومتر ) است.

آمیب ساختمان ساده داشته و متشکل ازکتله پروتوپلازمی میباشد. سایتو پلازم آن زیر میکروسکوپ بدو قسمت قابل تحصین است. قسمت خارجی آن روشن وشفاف بنام اکتوپلازم Ectoplasm   قسمت داخلی غلیظ لزجی نیمه شفاف و دانه دار بنام اندوپلازم   Endoplasm   یاد میگردد. در اندوپلازم هسته موقعیت داشته که جای مشخص ندارد . وقتیکه حرکت می نماید هسته همراه آن حرکت نموده و جای خود را تغییر می دهد. حرکت آمیب بوسیله پاهای کاذب صورت گرفته که فوق العاده بطی است ، برعلاوه هسته یک واکیول انقباضی وعده زیادی واکیولهای غذایی نیز در اندوپلازم موجود است . واکیول انقباضی حاوی مواد فضله و آب اضافی است در حالیکه واکیولهای غذایی دارای ذرات غذایی اند . واکیول انقباضی مواد فضله و آب را اطراح دفع شده خود واکیول ناپدید میشود ولی با جمع شدن مواد فضله وآب اضافی بار دیگر جسامت آن بزرگ شده و واکیول ها در همان جاهای اولی ایشان ظاهر میگردد . مایتوکاندریا mitochondria     قطرات شحم و دیگر مواد غیرحیه در اندوپلازم موجود میباشند.

 

طرز تغذیه آمیب :

آمیب از مواد عضوی مرده ، نباتات میکروسکوپی  مانند باکتریا  یا الجی سبز و دیگر پروتوزوا ها تغذیه می نماید . آمیب دهن نداشته و زمانیکه مواد غذایی درسطح بدن آن به تماس آید. فوراً پاهای کاذب را در اطراف آن تشکیل میدهد. و پس به تدریج پاهای کاذب به تماس مواد غذایی آمده و آنرا به داخل واکیول فرومیبرد و بوسیله  عصاره هضمی که حاوی انزایم ها اند. عمل هضم را اجرا مینمایند . مواد هضم شده به اندوپلازم جذب و به پروتوپلازم مبدل میشود و مواد فضله واکیول توسط واکیول اطراحیه دفع میگردد.

واکیول یا خالیگاه انقباضی قسماً برای اطراح به کار رفته اما وظیفه اصلی آن برطرف کردن آب اضافی بدن است که از طریق سطح بدن آمیب بداخل آن نفوذ نموده است . آمیبهای بحری فاقد واکیولهای انقباضی اند ، لذا اطراح مواد فضله از طریق انتشار مواد از سطح بدنشان صورت میگیرد.

 

تنفس آمیب :

آمیب اعضای خاصی برای تنفس نداشته عملیه تنفس درتمام سطح بدن اجرا میگردد. اکسیجن منحل در آب در اثر عمل نفوذ توسط سطح بدن جذب و کاربن دای اکساید به حیث محصول اکسیدیشن پروتوپلازم از بدن خارج می شود که واکیول انقباضی نیز به توبه خود درعمل تنفس سهیم میباشد.

 

عکس العمل آمیب در مقابل تنبهات خارجی :

آمیب فاقد سیستم عصبی و اعضای حسی میباشد اما قادر به درک عکس العمل و تنبهات داخلی وخارجی بوده زمانیکه آمیب درآب انداخته شود . پاهای کاذب طویل گردیده و بصورت شعاعی در آمده و شکل ساده مانند را بخود میگیرد و به منجر تماس با جسم جامد آن ناحیه تغیر شکل نموده هموار میشود اگر آمیب به تماس سوزنهای شیشه و یا کدام قلوی و اسید بیاید . دوری جسته و فرار مینماید . با وجود نداشتن چشم از نور قوی و تاریکی خودارای نموده و از نور منتشر خوشش می آید. 25 درجه سانتی گراد برای فعالیت آمیب درجه حرارت مناسب به شمار می آیدو به حرارت 40 درجه سانتی گراد پروتوپلازم لخته شده حیوان می میرد . درآب که آمیب وجود داشته باشد اگر جریان برق برقرار گردد حیوان پاهای کاذب خودرا جمع نموده و به صورت کنکردی درمی آید.

 

 

 

 

 

تشکیل سیست  Cyst  :

هرگاه شرایط برای ادامه حیات حیوان نامساعد گردد بطور مثال آب حوض ها و آبهای ایستاده خشک گردد پاهای کاذب آن ناپدید شده و شکل مدور را به خود اختیار مینماید. جریان سایتوپلازم صورت نیز گرفته و سرحد بین اکتوپلازم و اندوپلازم از بین میرود که بعدا حیوان مذکور در اطراف خود ماده نازک سخت سیستی نبام سیست افراز نموده که در داخل این ماده سیست آمیب غیر فعال شده و از تخریب عوامل خارجی محافظه میشود . زمانیکه حوض دوباره پر آب می گردد سیست پاره شده ، حیوان بار دیگر فعال می شود. مدت زمانیکه آمیب داخل سیست میباشد وزن کم داشته و بوسیله باد وهوا مانند گردو خاک از جای به جای دیگر انتقال مینماید . بطور خلاصه میتوان یاد آور شد که تشکیل سیست برای بقای حیوان درشرایط نامساعد و پخش حیوان درمحیط کمک مینماید.

 

تکثر آمیب :

تکثر آمیب دو نوع میباشد. تکثر دوگانه و دیگری تکثر متعدد.

1- تکثر دوگانه : درشرایط مساعد یعنی موجودیت مواد غذایی محیط مناسب مثل درجه حرارت و غیره آمیب بصورت ساده انقسام دوگانه مینماید. درانقسام دوگانه جسم آمیب طویل شده و دوهسته جدید التشکیل از هم دور میگردد . سایتوپلازم نیز درناحیه وسط منقبض گردیده و به دو قسمت مساوی جدا میگردد . این شکل تکثر بطریقه ساده میتوزس است که درآن یه غشاء هستوی ازبین می رود و نه شکل دوک مانند داخل حجره صورت میگردد.

2-  تکثر چندگانه : قراریکه در فوق تذکر داده شد ، آمیب درشرایط نامساعد غشای سخت بنام سیست دراطراف خود تولید مینماید بعضی اوقات هسته داخل سیست بصورت میتوزس و تقسیم مستقیم به تعداد زیاد(تقریبا 400 هسته ) تقسیم

گردیده ودر سطح سایتوپلازم می برایند . هرهسته توسط یک مقدار کم سایتوپلازم احاطه شده و با این ترتیب تعداد زیادی جسمهای یک هستوی در داخل سیست تشکیل میگردد. هرگاه شرایط زندگی برایش مساعد گردد مثلا پیدایش آب دردندانها و حوضها ، دیوار سیست پاره شده آمیب های کوچک و متعدد از آن خارج میگردد جسامت این آمیب ها کم بوده بنام امیبیول یاد میشوند که روی هم رفته نمو نموده و جسامت عادی خودرا میگیرند.

 

انواع آمیب :

آمیب ها انواع زیاد داشته که تعدادی از آنها زندگی آزادو بفری دارند مگر یکنوع آمیب که درامعای انسان زیست می نماید سبب پینمیش خونی شده و سیست اینوع آمیب در مدفوع اشخاص مریض و سبزیجاتیکه به تماس مواد فضله اشخاص مصاب به آمیب باشند وجود دارند . هم چنان در آبهای آلوده به مدفوع اشخاص مریض به آمیب ملوث شده میتواند.

آمیب یک حیوان یک حجروی protozoa   میباشد که بصورت عادی درخالیگاه امعای بزرگ زیست نموده در سایر اعضاء خصوصا کبد نیز جایگزین میشود . اگر شرایط زندگی برایش نامساعد گردد به سیست تبدیل میشود.

شخصی معاب به آمیب گاهی اسهالات خونی را سبب گردیده که بعضاً سبب هلاکت میگردد و مریض های آمیبی را بنام Amoebiasis   یاد مینمایند.

 

 

صنف قمچینداران  falagellata :

فلاجیلاتا عبارت از پروتوپلازمی است که دریکی از مراحل حیات یا تابه آخر زندگی دارای یک یا چند فلاجیل یا شلاق و یا قمچین میباشد . فلاجیل وسیله حرکی برای گرفتن مواد غذایی و تا حدی به حیث آله حسی استعمال میگردد. برعکس آمیب جسم فلاجیلاتا شکل و ساختمان معین دارند که بصورت عمومی بیضوی یا کروی میباشد. فلاجیلاتا اکثرا دارای کلوروپلاست کلوروفیل دارند که به وسیله آن به کمک نور آفتاب مانند ( نباتات سبز) ازمواد غیر عضوی بعضی کاربن دای اکساید و آب مواد غذایی خود را ترکیب میدادند.

بنابر همین خصوصیت بعضی اوقات فلاجیلاتا را از جمله نباتات ساده محسوب میدارند . اکثرا فلاجیلاتا به شکل انفرادی و بعضی انواع آن به شکل اجتماعی زندگی میدارند. دراینجا یوگلینا به حیث نماینده این کلاس مورد بحث قرار داده میشود.

 

یوگلینا  Euglena :

عبارت از حیوان وحیدالحجروی است که درآبهای شیرین خصوصا در آبهای باران و آبهای ایستاده که به اندازه کافی مواد نباتی داشته باشند زیست مینماید یوگلینا از 0.05 الی 0.1  ملی متر طول داشته شکل بیضوی ثابت دارند قسمت خلفی حیوان نوک تیز است انجام قدامی آن تا اندازه مدور و از آن یک رشته طویل پروتوپلازمی بر آمده که بنام فلاجیل یاد شده و همیشه در حرکت میباشد . درنزدیک مبداء فلاجیل یک ذره یا لکه سرخ رنگ که بنام ستگما  Stigma  یاد میگردد وجود دارد که درمقابل نور حساس و به وسیله آن یوگلینا درآب موقعیت خود را تعین میدارد . سطح خارجی یوگلینا توسط یک غشا ارتجاعی پوش شده هسته تقریبا به وسط جسم واقع وکلوروپلاست ها به تمام حصص پروتوپلازمی پراگنده میباشد . که یوگلینا به واسط آن غذای مورد نیاز خود را ترکیب میدارند .

هرگاه یوگلینا مدت طولانی به تاریکی قرار داده شود مواد کلوروفیل خودرا از دست داده رنگ خاسف ( رنگ بریده ) را به خود اختیارمینماید. در این حالت حیوان قادر نخواهد بود ، تا از مواد غیر عضوی غذای خود را ترکیب کند درچنیند موقع مانند دیگر حیوانات یک حجروی از ذرات کوچک مواد عضوی تغذیه میدارند. بنابرهمین خصوصیات این حیوانات را درسرحد بین حیوانات ونباتات می نمایند.

 

 

 

تکثیر یوگلینا :

تکثر یوگلینا به طریقه غیر جنسی صورت پذیرفته و هیچگاه به قسم تکثر نمی نماید.

1- انقسام ساده

2- انقسام چندگانه یا مضاعف

1- انقسام ساده  Binary fission : در انقسام ساده و یا دوگانه هسته و سایتوپلازم حیوان کاهل طولا به دو حصه تقسیم و به این ترتیب از یک حیوان دو حیوان به وجود می آید که هرکدام آن موجودات چه چیزی منتقل مینمایند.     

2- انقسام چندگانه  Multtiple fission  :بنابر شرایط نامساعد محیطی که برای فعالیت حیوان ناسزگار باشد حیوان به اطاف بدن خود قشر یا سیست تولید و به داخل سیست تکثر چند گانه را شروع میدارند . طوریکه حیوان به چند قسمت تقسیم شده و درصورت مساعد شدن شرایط برای فعالیت حیاتی  cyst  اطراف آن ازبین رفته و تعداد زیادی یوگلینا از سیست خارج میگردد.

 

 انواع فلاجیلاتا که بصورت طفیلی زندگی مینمایند:

حیوانات کلاس فلاجیلاتا تمام آنها مانند یوگلینا حیات مستقل و آزاد نداشته و عده این حیوانات در بدن حیوانات ونباتات حیات طفیلی یا پرازیتی دارندکه درانساج مختلف انسان و حیوان مثلا جلد ،امعا ، دهن و غیره نواحی بدن یافت میشود حیوانات کلاس فلاجیلاتا که در انسان و حیوان امراض سرسام آوری را بار آورده و حیات را تهدید میدارد . در اینجا بصورت اختصار از آنها نام برده میشود .

یک نوع فلاجیلاتا ترایپانزوما  Trypansoma  درآفریقا و دیگر مناطق گرم یافت میشود و سبب بیماری مشهور به بیماری خواب آفریقایی میگردد این نوع ترایپانزوما  بیشتر به شکل طفیلی های خون مایع  lymph   (( مایع سمف عبارت ازمایعی است که قسمت مایع پلاسما و احتمالا تعاد کمی کرویات سفید از ادعیه شعریه خون خارج شده درخالیگاه انساج عفونیت جایگزین و قسمت از این مایع درمجرا سیستم لمفاوی قرارمیگیرد)) یا دیگر انساج بوده و تمام حیوانات فقاریه ، ماهیان ، ذومعیشتین، خزندگان ، پرندگان و پستانداران را به امراض ترایپانزومایی مصاب مینماید. که انتقال مرض بوسیله حیوانات غیرفقاریه خونخوار از یک حیوان به حیوان دیگر صورت میگیرد ترایپانزومای گامبین یا عامل مرض خواب درآفریقای مرکزی و غربی از انسان به انسان توسط مگس تسه تسه  tsetse  انتقال پیدا میکنند . این پرازیت جسم هموار قوسی و تیغ مانند داشته و طول آن 0.025mm  و قسمت قدامی ان به تدریج باریک شده و به یک نقطه ختم میگردد درحالیکه انتهای خلفی آن رفعتاً عریض تر میگردد.

هسته بیضوی شکل تقریبا دروسط جسم قرار داشته و دارای یک هسته مشخص میباشد.

 

طرز انتقال پرازیت ترایپانزوما:

 مگس تسه تسه توسط مکیدن خون اشخاص مصاب به مرض عامل مرض را از شخصی مریض به شخص سالم نقل میدهد این انتقال به دو صورت امکان پذیر است ، مستقیم و غیر مستقیم .

صورت مستقیم آن طوریست که مگس توسط خرطوم آلوده به پرازیت خون شخص سالم را مکیده خونش را آلوده ساخته و عامل مرض به عین شکل و بدون کدام تغییر به شخص سالم انتقال مینماید درانتقال مستقیم خرطوم مگس مانند سرنج پیچکاری syring   عمل نموده وبا تکرار عمل انتقال مرض ادامه می یابد.

درصورت انتقال غیر مستقیم پرازیت دروجود مگس tsetse    مراحل انکشافی را سپری نموده و بالاخره درغدوات لعابیه جایگزین میشود . اگر شخص صحتمند را گزید ، پرازیت بوسیله زخم حاصله به خون راه یافته ودر آنجا شروع به تکثر می نماید که به اشکال و جسامت های مختلف یافت میشوند. درجریان بیماری بعضی ازترای پانزوما درنواحی طحال و ششها جایگزین و مرحله استراحت  آنها آغاز می یابد که سپس فلاجیل خودرا از دست داده و به شکل مدور کوچک تبدیل میشود .

ترایپانزوما به زودی از خون به عقدات لمفاوی عبور و سپس به مایع نخاع شوکی رسیده تازمانیکه پرازیت درخون موجود است میزبان ازتب ترایپانزومای

رنج برده و جاییکه پرازیت به مایع نخاع مغزی میرسد درخالیگاه های مغزی بنابر افراز زهرها  Toxins  سبب خواب عمیق شده که معمولا پس از چهار ماه به مرگ مریض می انجامد .

 

لشمانیا Leishmania   :

لشمانیا نوع دیگر از فلاجیلاتا است که بصورت پرازیتی یافت میشود که سبب مرض سالدانه می شود این بیماری درجنوب شرق مدیترانه ، جنوب غرب آسیا عده زیادی را مصاب مینماید . درجلد اشخاص مصاب مخصوصا درآن حصص برهنه بدن مانند روی ، دست و غیره زخمهایی پدید آمده که این مرض توسط گزیدن پشه ها مخصوص از مریض به شخص سالم انتقال مینمایند.

لشمانیای جلدی درسگها نیز درناحیه روی و بینی دیده شده که از نظر سرایت بیماری از حیوان به انسان حایز اهمیت است.

بیماری لشمانیا به قسم یک سرخی مثابه سرخی گزیدگی بعضی حشرات در جلد ظاهر گردیده و به تدریج به اندازه یک اینچ یابیشتر توسعه می یابد که بالاخره به زخم تبدیل میشود.

دوره تفریح یعنی منتس شدن شخص سالم به وسیله پرازیت ظاهر شدن علایم بیماری از دو تا هشت هفته را در بر میگیرد. انتقال بیماری بوسیله پشه های کوچک که بنام فیلی بوتومیس phlebotomes    یا پشه خاکی که با عامل منس شده صورت میگیرد وقایه و کنترول این بیماری توسط محافظ و پانسمان زخم میتوان از دسترس مگسها و حشرات به زخم جلوگیری به عمل آورد.

تداوی : اگر تعداد زخم ها محدود باشد باتجویز مرهم ها پودرها و محلولهای ضدعفونی به صورت موضعی هم چنان زرقیات بعضی دواها مانند مرکبات انتی مونی دراطراف زخم اجرا میگردد.

 

کلاس احداب داران یا سیلیاتا  Ciliata :

 حیوانات که به این کلاس مربوط اند درسطح بدن ایشان دارای مژه ها cilia  میباشد . سیلیاتا شکل معین داشده و بنابر داشتن تمام اجزاء یا ارگانوئیدهای حجروی از جمله حیوانات انکشاف یافته پروتوزوا محسوب میگردند.

اکثر سیلیاتا دوهسته دارند ، یکی هسته بزرگ و دیگری هسته کوچک که در انتقال خواص ارثی درحالیکه هسته بزرگ فعالیت های دیگر حجروی حیوان را مانند گرفتن موادغذایی ،حرکت  ، عکس العمل طرح مواد فضله و غیره را به عهده دارد ، به حیث نماینده این صنف پارامیشیم کوداتام مورد مطاللعه قرار داده شود.

 

پارامیشیم  کوداتوم paramecium caudatum  :

پارامیشیم کوداتوم حیوان وحیدالحجروی است که شکل سلیپر مانند داشته عموما درآنهای ایستاده و دندابها که بقایای نباتات وسبزیجات و دیگر مواد عضوی فاسد دارد زیست می نماید . در لابراتوار کشت پارامیشیم زمانی قرین به موفقیت می باشد که فرق مورد نظر را پر از آب کاه ، برگهای خشک درختان نباتات و غیره علاوه نمود و انتظار کشید تا گنده و فاسد گردند هرگاه گل ولوش آبهای ایستاده حاوی پارامیشیم درظرف مورد آزمایش اضافه کرده و مدت یک هفته صبر کنید دراین صورت دیده خواهد شده که پارامیشیم به تعداد زیاد درظرف تکثر نموده و از باکتریهای داخل ظرف استفاده میکند .

پارامیشیم حرکت سریع دارد و برای مطالعه مایکروسکوپ میتوان حرکت حیوان را با گذاشتن یک قطره غلیظ محلول صمغ بطی کرد . پارامیشیم مانند آمیب از دو طبقه سایتوپلازم (طبقه خارجی اکتوپلازم و طبقه داخلی اندوپلازم ) ساخته شده است بدن حیوان تقریبا استوانه ای بوده دارای انجامهای قدامی و خلفی است سطوح بدن علوی و سفلی میباشد. انجام قدامی تابخورده مدور و عریض است، و نهایت خلفی آن باریکتر و نقطوی میباشد ، درسطح بدن حیوان یک فرورفتگی و درز کم عمق بنام فرورفتگی دهن موجود است. فرورفتگی بدن وقتی که به عقب سیر میدارد بتدریج عمیق و عمیقتر و وسیعتر شده درنهایت خلفی فرورفتگی دهن یک سوراخ کوچک دهن موجود است که به تیوپ قیف مانند باریک مژه دار که بنام قیف بلعوم یاد میشود ختم میگردد و غذای خورده شده به داخل واکیول های غذایی جایگزین شده و در اثر انزایمهای هاضمه مواد غذایی حل گردیده و جذب میشود مواد باقی مانده و غیر قابل هضم از طریق مخرج رفع میگردد.

 

تکثر پارامیشیم :

تکثر پارامیشیم به دوطریق صورت میگیرد، 1- تکثر غیرزوجی ، 2- تکثر زوجی .

1- تکثر غیر زوجی : تکثر غیرزوجی درواقع انقسام عرضانی و دوگانه است که در این نوع تکثر وقت که پارامیشیم به جسامت اعظمی رسید اولا هسته ولید سایتوپلازم عرضاً به دوقسمت تقسیم میگردد.

2- تکثرزوجی یا کانجوگیشن Cojugation :  پارامیشیم به طریقه زوجی تکثر مینمایند دراین نوع تکثر دوپارامیشیم یک بار دیگریکجا شده مواد هستوی هسته های کوچک را با همدیگر مبادله کرده و پس از اکمال عمل دوپارامیشیم از همدیگر جدا میگردند و مانند تکثر غیرزوجی جدا میشوند.

 

         کلاس سپوروزوا Sporozoa :

حیوانات این کلاس تماما طفیلی های اند که دربدن حیوانات یک حجروی و حیوانات پستانداران زندگی مینمایند . بعضی انواع سپوروزوا بداخل حجرات میزبان ، تعداد انواع آن بداخل جهاز هاضمه عضلات خون گرده ها و سایر اعضای حیوانات به صورت طفیلی زندگی نموده و بیماری های مختلف و خطرناکی را به بار میاورد .

حیوانات این کلاس شکل بیضوی یا طولانی دارند همه دارای هسته واحد وخالیگاه انقباضی هستند این حیوانات بک حجروی فاقد اعضای حرکی اند که غذا رامستقیما ازمیزبان جذب میدارند تنفس و اطراح بوسیله عمل نفوذ صورت میگیرد.

تکثر این حیوان بوسیله سپورلیشن ایجاد ابحار سپورها صورت میگیرد. در این جا پلازمودیم  plasmodium  به حیث نماینده این کلاس مورد مطالعه قرار داده میشود.

 

پلازمودیم  plasmodium :

پلازمودیم حیوان وحیدالحجروی است که سبب بیماری ملاریا میگردد این بیماری به سبب تب حاد یا نو بستی که از دیر زمان شناخته شده ودر طول قرون متمادی تلفات سنگین را بر انسان ها وارد نموده است . تلفات جانبی و ضایعات مادی این بیماری از خسارات مالی و جانبی زلزله ها ، سیلاب ها و جنگها به مراتب بیشتر است .

درزمان سابق تب ناشی از این بیماری را مربوط به هوای بد Malaria می دانستند اما حالا دانسته شده که ملاریا توسط طفیلی وحید الحجروی در انسان پیدا می شود و عامل مرض در خون به اثر مکیدن و تغذی پشه مونث آنافل زرق میگردد و عامل مرض در داخل خون زندگی می نماید.

سه شکل تب مالاریا از سه نوع مختلف طفیلی مالاریا قرار راپور ملل متحد در جنوب شرق آسیا و از جمله در افغانستان به مشاهده می رسد. که عبارتند از :

         1- پلازمودیم وی ویکس

2-    پلازمودیم مالاریا

3-   پلازمودیم فلیسپارم

می باشد.

1-    پلازمودیم وی ویکس  plasmodium Vivax : که سبب تب نوبتی دو روز میان یعنی بعد از هر 48 ساعت مراجعه می کند.

2-    پلازمودیم مالاریا plasmodium Malatia : تب نوبتی است بعد از سه روز در میان یعنی بعد از 72 ساعت مراجعه می نماید.

3-    پلازمودیم فلیسپارم plasmodium Falciparum  : تب دوامدار، نوبتی و نامنظم به است که به نام مالاریای خبیثه یاد شده و در مناطق حاده زیاد دیده می شود.

 

دوران حیات پرازیت مالاریا:

متشکل از دو مرحله می باشد که بصورت جنسی و غیر جنسی متناوب همدیگر را تعقیب می نمایند. مرحله غیر جنسی یا شیزوگونی Schizogony درخون انسان و مرحله جنسی آن در معده پشه آنافیل مونث، لذا برای تکمیل دوره طفیلی دو میزبان یکی انسان به حیث میزبان اصلی و پشه میزبان دومی محسوب می گردد.

درمیزبان اصلی یعنی انسان سبب تب خبیثه شده اما میزبان دومی یعنی پشه آنافیل سالم می باشد. پشه ناقل مرض را در غدوات لعابیه دارد بر اثر گزیدن و مکیدن خون اشخاص سالم می تواند شخص را به مالاریا مصاب نماید.

مدت دوام بیماری نظر به نوع پلازمودیم فرق می کند و از 10 الی 28 روز را در بر می گیرد. تب شدید، لرزه، کم خونی و بلند رفتن درجه حرارت تا به 41 درجه سانتی گرد ا زجمله علایم بارز این بیماری می باشد.  

 

کلاس سکتوریا Suctoria :

کلاس سکتوریا در دوره بلوغ اعضای حرکی و دهن نداشته مگر در قسمت پایین اعضای ایشان ساختمان های طویل به نام شاخک ها Tentacles وجود دارند که به واسطه شاخک ها مواد غذایی را اخذ و جسم آنها دارای هسته های کوچک و بزرگ می باشد از اینکه در دوره بلوغ اعضای حرکی ندارند بناً در این دوره از حیات ساکن بوده و جسم خود را به یک نقطه می چسبانند.

عموماً تکثر این حیوانات به وسیله جوانه زدن صورت می گیرد. حیوان جدید که مژه دارند از سکتوریای اولی جدا شده و بوسیله مژه هایی که در سطح بدن دارند آزادانه درآب شنا می نمایند.

حیوان بالغ بعد از نمو و تکامل مژه هایش را از دست داده و به یک نقطه نصب میگردد.

شاعران معروف ارگو

جيحون

       عبدالجميل (جيحون)فرزندصفر محمددرسال1329خورشيدي درقريه بختشاه ولسوالي ارگو  ولايت بدخشان چشم به جهان گشود وي درسال1339خورشيدي به سن ده سالگي شامل مكتب شد.ودوره ابتدائيه رادرابتدائيه  مير محمد هاشم به پايان رسانيد ودرسال1344خورشيدي به دارالمعلمين مستعجل فيض آباد گرديد پس ازآنجا به دارالمعلمين كندز عزيمت نموده وباسپري نمودن دوسال از دارالمعلمين مذكورسند فراغت بدست آورد،استاد عبدالجميل جيحون هنگاميكه هنوز دانش آموز صنف چهارم مكتب بود آثار نبوغ وپخته گي استعداد از سيمايش ؛مانند خورشيد درخشان به مشاهده ميرسيد.

       دران هنگام انديشه ،فكروزبان سخن وروي فضاي مكتب رااشغال ميكند وديگر هر روززمينه تدريس براي استادانيكه درآن صنف مصروف درس وتعليم اند دشوار ميشود.وهر لحظه بيم وهراس آن ميرود.كه چگونه به سوالات جيحون پاسخ دادتا اورا قانع ساخت.ديگر جيحون شاگرد نيست واوديگر نمي خواهد به درس مكتب اكتفا كند ،پافراتر ميگزارد وراه مطالعه رادرپيش ميگرد از جمله دست به خواندن مثنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي زده،تحقيق درباره فقه حنفي،مسايل رياضي ،كليات شعراي ،چون:ميرزا عبدالقادر بيدل،علامه اقبال لاهوري،فردوسي طوسي وسعدي شيرازي...كتب ورساله هاي سياسي را  آغاز نموده بدان ها ميرسد كه ديگرجيحون خاموش وتنهادردايره مطالعه مصروف ميشودوبس وازآن خود رياضيدان،شاعر ،سياستمدار،نوسنده،منتقيدومحقق ميباشد.البته اين كدام خيال ووهم نبود كه جيحون بدان مسحور شده باشد،بلكه يك حقيقت بودكه هر روز توسعه وگسترش مي يافت،عملادراوظاهر ميشد،ديگر روياروي ومباحث علمي به وي دشواربود،كسي جبران انتقاد كردن نظريات اورا نداشت اوهرچه ميگويد:بايدراست باشد.

       جيحون معتقد بودكه نبايد چيزي هاي كه بشر ميآفريند بدان كلام ايمان اوردوخودرا متكي بدان داشت،زيراكه ما انسان ها همه داراي يك قالب  ويك هيكل باشيم ،بايد د باورمندي شان نسبت به خود استوار است استاد جيحون تعليمات اسلامي خويش رانزد عالم جيد ومشهور منطقه مهترم مولوي عزيز محمد فرا گرفت ورساله درارتباط به تحليل رادردوران مكتب باقلم زيباي خويش به طبع رسانيد.اوچنان شيفته علم دانش بود كه هرجانورازعلم دانش متجلي ميگرديد،پروانه وارخودرادامن آن ميرساند واگر درجاي علاقات علمي راه اندازي ميشد بي صبرانه خودرا بدان جاميرساند اين شوق وعلاقه بودكه استادرابي قرارساخته راه خيروخدمت به معارف رادرذهن اش ميپروراند،استاد درولايت مختليف وولسوالي ها به صفت آموزگار انجام وظيفه نموده ازجمله ميتوان ولايت   چون ولايت باستاني باميان،هلمند وولسوالي هاي درواز،خواهان وارگو نام برد.

       وي شخصي بودكه ميخواست تحقيق كند ،بي انديشد،بي آفريند تاحد ميخواست استوار گام گذارد كه بايد علامه عصر و خود ياد ميشد اوادبيات محورآفرينش وانديشه ها ميدانست وشعراشورانگيز فكر ميكرد كه ميتوان بيماررواني رابدان علاج كردی،جيحون دراشعار خود مطالب رابيان كرد كه همه مبارزه بااستبداد ونجات بخشيدن مردم اش اززيريوغ استعمار بود ولي ميخواست درشعر پارسي دري قالب جديد رابه تصوير بكشد.متاسفانه استبداد زمان نگذاشت كه اين مردقد بر افراشته  گلستان ادب دري را چگونه جلوه ميداد.(6:ص،1-3)

    افسوس كه وي در سال 1358خورشيدي درزمان زمام داري جاهلانه تركي راهي زندان شد درهمين سال توسط دجال هاي وقت به شهادت رسيد.موصوف زمانيكه درزندان بسر ميبرد،وتاريخ اسارت خويش را دريك بيت چنين بيان نموده است.

 آفتاب طالع ام از برج اسد ده  شد ويك      قطع شد(جيحون)رااز حرمت نان نمك

       مجموعه سروده هاي وي به بيش از ده هزار بالغ ميگردد كه جز شماره اندكي آن باقيست وبس وآثار ديگر موصوف به نام(بچه هاي هيزم كش)كه دررشته تحرير درآورده بود بنابر تحولات سال هاي 1356خورشيدي الي 1357ازچاب باز مانده مفقود گرديده است.

     استاد چون ستاره درآسمان دانش درخشيد وناخود آگاه زير ابرپنهان گشت ابريكه چهره سياه اش نگذاشت تا اين ستاره سحري بدرخشد وآسمان ادب رارنگين كند .او رفت ولي يادش در كالبد شعر جاويدان خواهد بود .

نمونه شعر

قسم به والاي مــــــــــرغـــان فضا پيما

بلند پرواز وبالاديدوخندانندــ ودل شادند

به پنهاي فضاي پيكران نيليگون گـردند

                                  مراسودگي اندر زندگي – درزندگي مـــــــــــرگ است

                                 بلي اين مرگ تدريجي ست – اين شــرم واين ننگ است

قسم به سركشي هاي پلنگان كه درجنــــگل

زسرمتي زنند طعنه باسروروبزم مستي را

بجـــــــز انديشه آزادگي هــــــرگيزنميدانند

اسارات حقـــــــارت را غــلامي وپستي را

                                 مرادرزيريــــــوغ بنـــدگي –زندگي مــــــــــــرگ است

                                 بلي اين مرگ تــدريجي ست –اين شرم واين ننگ است

قسم به سر (سرماسزا)اين قهرمان خــلق

كه صد نقاش ،خون آشام ، بوم شوم كور

به گورستان تاريخ اش سپردبازمـــــردم

بشارت داد،موانع كـــــــرده اند ده دورا

                                مرايك لحـــظه اززنـدگي –درزندگي مـــــــــــرگ است

                                 بلي اين مرگ تدريجي ست –اين شرم واين ننــگ است

قسم برمرمي توپ كه ازلــــــوله جهد بيرون

جهان ازرسم خون آشام (شاهي )پاك كـرداند

سياست باخود آرد ارتجـــاع ازهم به پاشــاند

تن اين قصرنشينان را زگردن چاك گــرداند

                                     مرا اين ظلم نا بندگي – درزندگي مــــــــــــرگ است

                                     بلي اين مرگ تدريجي ست- اين شرم واين ننگ است

قسم بحــــر مواج كه دشمــــــن بهــــرآدميت

نمخسپند شب روزي ،سكون را هيچ نشنـاسد

به شر كه ميخواهد ،خورشان ميرود بي باك

 بلنــــــــدي را زپستي ،خمي ازپيچ نشناسند

                                   مرايك لحظه ناجنبندگي –درزندگي مــــــــــرگ است

بلي اين مرگ تدريجي ست –اين شرم اين ننگ است

قسم برشعله خسيكه ازتــــوده به ماخيزد

زپابرافگند كيهان خراشي وكـــوازي را

زندآتش بـــه قصد(زابلي)و(طاهر)ناشر

بسوزد شيوه جورستم اين ترك تازي را

دم جيحون بجزسوزندگي –درزندگي مــــــــــرگ است

بلي اين مرگ تدريجي ست – اين شرم واين ننگ است

 

 

محمد طاهر بدخشی

بدخشی  1312-1358هجری شمسی:

      محمد طاهر  متخلص به بدخشی فرزند محمد ذاکر روز دوشنبه 8عقرب 1212خورشیدی دریک خانواده دهقان کار درقریه چهل کپه ولسوالی ارگو ولایت بدخشان دیده به جهان گشود درسن شش سالگی عوض مکتب ابتدای دولتی که دران وقت از روی تعصب همه درس ها ان به زبان  پشتو تدریس میشد درمدرسه مذهبی خرقه شریف چهارسال آموزش مذهبی دیده بود.

     درسن ده ساگی شامل مکتب گردیده به مطالعه مکتب واخبارواشتراک در کنفرانس های مکتب پرداخته که درنتیجه این تلاش ها درصنف هفتم  مکتب بحیث یکی ازمعاونین قلمی اخبار بدخشان تعین شد.درصنف هشتم دورساله به نام های لعل بدخشان "وتذکره شعر"وتاریخچه خرقه مبارک را نوشت درمطبعه فیض آباد به چاپ رسید درصنف نهم درروز جشن استقلال مقاله درباره (استقلال حقیقی چیست ومحصل واقعی استقلال کیست ؟)باشعر (زنده گی آخر سراید بنده گی درکارنیست )ازلاهوتی قرات نمود که ازطرف والي وقت جمعه گل خان (صدیق)لت کوب گردیده وحتی اوامر اخراج اش را از مکتب صادرنمود که باوساطت قاضی (صافی )معاف شد وبه سال آینده جهت ادامه مکتب (دوره لیسه )عازم کابل گردید ،اونیز کنفرانس های رادر مکتب حبیبيه به راه انداخته ،بعد از ختم صنف دوازدهم 1336خورشیدی به دانشکده حقوق شامل گردید که سال دوم شبعه اقتصاد ان به دانشکده مستقل تبدیل شد که بدخشی شامل این دانشکده گردید که درسال 1340خورشیدی بحیث لسانسه اقتصاد فارغ شد سپس درشبعه پلان وزارت اقتصاد بحیث همکار ومشاور آن وقت ودرزمان وزارت آقای محمد صدیق (فرهنگ)مقررگردید .بدخشی شخصیت مبارز ووطن دوست بود که دردوره های مختلف ازطرف حکام ان وقت گاه زندانی گاه هم مورد تعقیب دولت قرارگرفت ،باوجود این همه قیدوبندها ازموصوف درحدود یک صد مقاله درروزنامه بدخشان ، اتحاد بغلان ،فاریاب ،انس ،افکارنو ،پیام وجدان،مجلات کابل ،آریانا،عرفان وغیره به نام خودش ونام های مستعاردیگر ،چون..(ابوذریس)اقبال چاپ ونشریاته وعلاوه بران یاداشت های ارزشمندتاریخی ،فرهنگی ،ادبی ،فولکلوری وآثاردیگرنیزچون..تاریخ ادبیات تخار ستان ،تاریخ معاصر افغانستان ،لعل بدخشان تحلیل در آفرید های شاه عبدالله یمگی بدخشی ،مسله ملی واشتراک درکشور افغانستان ،آریانا وآریابازی ،تاریخ خرقه مبارک دوازده جلد ازیادداشت ها وخطرات زندگی اش را که هر کدام به تناسب دریافت درک علمی عرفانی ومراحل مختلف شرایط زندگی شخصیت اش مباحث جالب علمی ،سیاسی وفلسفی را درخود دارد وبه رشته تحریر درآورده است که بخش اعظمی ازآثارونوشته هایش  بدختانه طعمه حریق ودست بردی استخبارات وقت گردیده است.بدخشی شخصیت چند بعدی زمان خویش بود که درراستای فرهنگ وادب بهترین ادیب وقت ودرعرصه سیاست ،سیاسی ترین مرد ایام ودرقافله شعر ونویسنگی قافله سالاری هست که ازکوه پایه های ارگو برمیخیزد،اشعار را بزبان شعر میسراید.

     بدخشی کسی است که بدخشان را دوست دارد ومی پرستد جای که خود به فرزندانش میگوید ..(بدخشان تنهاست ،بدخشان سوگواراست وبدخشان ام راتنها مگزاريد ....)سر انجام بدخشی درسال 1358بدون کدام محاكمه به دستور خاص حفیظ الله امین به شهادت رسید ،شگفت آور این است که بدخشی در هشت عقرب 1312تولد ودرهشت عقرب 1358به عمر چهل شش سالگی به جاویدانگی پیوست .

نمونه شعر.

موج بیسر وپایم جنبش ارمغان دارم

دردماغ طوفان ها منزل مکان دارم

                                      طفل مکتب رزمم درس من بودپیکا ر

                                      درراه فداکاری سخت امتحــــان دارم

کرده ام به خونی خود چهره وطن گلگون

کشته ای به پایم من عمر جاویـــدان دارم

                                        عشق میهن ام بر سررنج خلقان بردل

                                        شمع کلع تادم شعلـــــه بـــرزبان دارم

راه مروت پرپیچ عزم من بود راسخ

موج پیچ تابم مــن صدق پاسبان دارم

                                      ای گروهی غم دیده محــــفل بی آرایيـد

                                      بزم خون کنید بر پاجشن ارغوان دارم

زیر بار بیگانه زندگی بود ننگین

زاده خرا سانم سر به آسمان دارم

 

سیحون:

     مولانا عمادالدین{مجتهد}سلم طعب متخلص به سیحون فرزند ملامحمد یونوس از جمله علما وشعرای دیار بدخشان بوده که درسال 1330خورشیدی درقریه ارگه تال ولسوالی ارگو دریک خانواده روشن فکر پابه عرصه گیتی میگذارد .

     موصوف دروس ابتدایی رانزد علمای محلش فرا گرفت ،سپس جهت کسب بیش تردانش به مدرسه دشت قلعه ولایت تخار عزیمت نموده مدت دران جا به اندوخته های علمی خویش افزود وبعد شامل یکی ازمدارس شهر کابل گردید.مولانا سیحون جهت کسب علوم بیشتر به ختم دوره تحصیل اش عازم کشور پاکستان گردید،دوره ختم تفسیروحدیث وسایر علوم دینی رااز مدرسه تفهیم القرآن جماعت اسلامی فراگرفت بعداز دوره تکمل تحصیل مدتی بحیث استاد درمدرسه حذب اسلامی مقیم درشهر پشاور پاکستان ایفای وظیفه نموده است .فعلا مولانا سیحون درقید حیات بوده بنابر علاقه خاص که نسبت به کتاب دارد درشهر وحدت ولسوالی ارگو کتاب خانه شخصی راایجاد نموده که ازسال ها بدین سو درخدمت مردم قراردارد.سیحون شخصی متقی وپرهیزگار بوده ودرمیان مردم ازمحبوبیت خاصی برخوردار میباشد .تااکنون چندین جلد کتاب نوشته است وازجمله یک اثرش تحت عنوان آموزش انقلابی که نمایان گر شعرهای سیاسی واندیشه انقلابی وی راهویدا میسازد که در سال 1360خورشیدی اقبال چاب یافته است.بقیه آثار        وی باقلم خوش نویس اش تالیف گردیده که هنوز اقبال چاب نیافته است.سیحون مرد سیاسی وشاعر چهره دست جهاد ومقاومت ،عارف روشن ضمیر ،نویسنده خبیر وعالم مبارز میباشد .اشعار وی اکثرا شعر های انقلابی ،پند واندرز  بیشترخدا شناسی ،عدالت وراستی تشویق جهاد علیه نفس شیطانی ودشمنان اسلام میباشد که همواره از قهرمانی ها وفدا کاری های جهاد وسنگر داران توصف نموده است .

 

 

آثار وی قرار ذیل اند:

1-آموزش انقلابی،مجموعه ازاشعار حماسی

2-مرواریدهای کاهل

3-نمونه  ازدانش

4-تعلیم الاحکام مسنونه

5-اصول صرف ونحو

6-حکمت الهی

 

نمونه ازسروده سیاسی وی:

ترانه انقلاب

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب رامیدهد سبق

    پردۀ فریب میکشدزروح                  اهـل دین دهــدرســم آبرو

    منبع اصیل خواست میکند                  تنگ تــاررا راست میکند

    سبط میدهـــــدراه زندگـی                  برز مین نیهد طوق بندگی

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب رامیدهد سبق

   قــلب مومینــان نــرم میکنـد              جنــگ ســـرد راگــرم مــیکند

  میکند زبون حال سرکشـــان               تلــــخ مـــیــکند روزدشمنـــان

 جدوجهد،ما رعدوبرق ماست              تندوتیزماشـــــوق ذوق مـــاست

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب رامیدهد سبق

  خسته گرنشدمرد حق پرست              تانگیـــرد اومقصــدش بدســت

  بندگی به حق زندگی کشــور             بندگی نبـــود زندگی چــــه بود

  تابود تضاد است این جهـــاد              نهضـــت اش دهـــد،جبراعتقاد

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب رامیدهد سبق

 

   روح بندگی درجهـــاد ماست          سخـت دشمنی درنهــاد مــــــاست

   زان جهت نبردتیزشدچورعد          باد صرصریست خــاک زدبه گـرد

   خرس بلشویک ازوطن کنیم          خــــلق پــــرچمه بی کفـــن کنیــــم

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب رامیدهد سبق

   صحــنه وجــود زنده میکند            جمــــله بحـــــــق بنــــده میـــــکند

   ماوطن بخون رنگ میکنیم            ضــــــــدعـــــــدو جنـــگ میکنیــم

   طرز زندگی ست درهم خلود         کفـــــردرغــــــم است بنده درسرور

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب رامیدهد سبق

   سنگـــرجهـــاداعتبارمـاست          کشته گــــرشـــــویم افتخــــارماست

   من نهــــم سلاح برزمین چرا؟       تابــــه پــــــانشـــددیــــن مصـــطفی

   گرنهم صلاح میشوم فقــــیر         خـــــــارنــاتـــــوان ازهمه صفـــــر

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب را میدهد سبق

   شعله ستم ســــرنگـون شود         رای زندگــــی لالــــه گــــون شــــود

   بندگی نبـــــود زندگی ربود         زندگـــی کمـــی ست بندگی خلــــــود

  هست برشهيدمـــــــژده نوید         مــــــرصبــــااورارطبـــــــه سعیــــد

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب را میدهمد سبق

   خون هرشهید مشک انبر است          قطره قطره اش دروگوهــراست

   محبس وجود یک کمـــی درید          مرغ جنتــی ازقفـــــس پـــــــرید

  اوکه سرنوشت کرده دربـهشت          پس کسی غمید کــــرده کارزشت

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب را مدهد سبق

   ازقفس پـرید ازقفس پـــــــرید         با حــــداحتـــــرام برهــوش رسید

  اهلی زندگی پس اززندگی ست        زآنـــــکه زندگـــی بهربندگی ست

  طرززندگی درهمه خـــــــــلود        کفـــــردرغــــم است بنده درسرور

انقلاب ماست انقلاب حق

شرق غرب را میدهد سبق

ميكروسكوپ چيست

 ميكروسكوپ وسيله است كه براي  ديدن اشياء كوچك به كار مي رود.  واژه  ميكروسكوپ  از دو واژه يوناني  ميكروس به معني "كوچك"  و اسكوپين  به معني "ديدن"  تشكيل شده است.

      انواع ميكروسكوپها در يك چيز مشتركند  و آن تعداد يك يا چند عدسي است . عدسي جسم شفافي است كه شكل  مشخصي دارد  و شعاع نور را از خود  عبور ميدهد  و مي شكند . بيشتر عدسي ها  از شيشه ساخته شده اند.ولي از اب ، روغن  و پلاستيك شفاف نيز ميتوان  عدسيه ساخت .

كارميكروسكوپ:

       وقتي ما شي را مي بينيم  به اين علت است  كه نور از جسم  به چشم  ما مي تابد . اگر شعاع نوري كه به  چشم ما مي رسد  به اندازه معيني  بشكند آن جسم بزرگتر ديده ميشود  در اين صورت مي گوئيم كه جسم  بزرگ شده است . يك عدسي  با شكل مناسب  نور را چنان  مي شكند  كه اشيايي  كه به وسيله  آن عدسي  مي بينيم  بزرگ شدخ اند . پس هر نوع  عدسيه  كه اشياء را بزرگ كند  ميكروسكوپ است . شما ممكن  است تعجب كنيد  كه عدسيه ها  بتوانند اشياء را كوچكتر نيز نشان  دهند  البته پاسخ بلي است  و شما مي توانيد  با مشاهده  از انتهاي  بزرگ  يك تلسكوپ دستي يا دوربين  اين عمل را انجام  دهيد .

میکروسکوپ ساده چیست ؟

j0305257      میکروسکوپها که از یک  یا احتمالا ً دو عدسیه  ساخته شده باشند ریزبین  یا ذره بین های دستی  نام میگیرند،  این نام درستی  برای آنهاست .ولی آنها نیز میکروسکوپ هستند، آیا ذره بین های کسانی را که تمبر جمع میکنند دیده اید؟ این ذره بین ها فقط از یک یا دو عدسیه کوچک ساخته شده اند و در قاب فلزی قرار دارند و استفاده کننده آن را در دست میگرد . آیا زرگر یا ساعت سازی را دیده اید که ذره بین دهانه گشادی را روی یک چشم گذاشته و به جواهر یا به ساعت نگاه میکنند؟ این نوع میکروسکوپ را ذربین می نامند . آیا تصویرپلیسی که ریز بین  گردی را که دور آن  دارای  نوار فلزی است  و دسته کوتاهی دارد در دست داشته باشد ؟ همه اینها نمونه های از میکروسکوپ های ساده هستند . میکروسکوپ ساده میکروسکوپی است که از یک یا چند عدسیه ساخته شده  و  شی بزرگ شده را مستقیما ً و در همان جا که میتوانستید آن شی را  بدون عدسیه  ببنید  بشما نشان میدهد . وقتی شما با میکروسکوپ های  دیگر آشنا شدید  این تعریف را  بهتر خواهید فهمید .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شما میتوانید میکروسکوپ را که دارای یک یا دو عدسیه است ، از اسباب بازی  فروشی یا خرده ریز فروشی ها بخرید . میکروسکوپ های ارزان  از عدسیه های  شیشه ئی یا عدسیه های  پلاستیکی بدل ساخته اند که زود خراش بر میدارند . با پ.ل اندکی ممکن بتوانید ذره بین قابل استفاده ئی  مثل ذره بین کسانیکه  تمبر جمع آوری میکنند بخرید .

 

با میکروسکوپ ساده چه میتوانید ببنید؟

        وقتیکه میکروسکوپ ساده ئی خریدید، به وسیله آن میتوانید  با اشیاء موجود در جهان پیرامون خود که برای شما  ناشناخته اند، آشنا شوید مجله ئی که جلد براقی دارد  و تصویر رنگی شخصی روی آن چاپ شده است  بخرید البته بیشتر مجله ها جلد براق دارند . حالا با میکروسکوپ چهره  تصویر روی مجله را مورد آزمایش قرار دهید ،رنگ قسمت  صورت از نقطه یا خال های  با رنگ های گوناگون تشکیا میشوند. نقطه ها  به رنگ های سرخ ، زرد  و سبز یا آبی هستند و نقطه های رنگ سفید نیز بزرگتر از رنگ های دیگر نیستند. حالا بدون میکروسکوپ به صفحه نگاه کنید می بینید که چگونه این نقاط بسیار کوچک در هم آمیخته اند و رنگ صورت را تشکیل داده اند. با میکروسکوپ به قسمت سرخ گونه  یا لب ها نگاه کنید ، نقطه های سرخ بیشتری را به منظور تولید رنگ سرخ بیشتر در آن بخش می بینید ، ضمن اینکه دستمال تانرا جلو نور گرفته اید ، به آن نگاه کنید  به آسانی میبینید که دستمال از هزاران نخ بافته شده است ، حالا با میکروسکوپ به دستمال نگاه کنید می بینید که چگونه  هر نخی اول از پائین و سپس از بالا به نخ های مجاور بافته شده است . البته توجه کنید که  قطر نخ ها  یک اندازه نیستند، و همچنین خواهید دید که اغلب نخ ها  کرک دارند.چون از کنار نخها، الیاف ساییده شده ، و بیرون آمده اند.به نمونه های گوناگون پاچه های رنگی نگاه کنید ،میان پارچه یی که رنگ چاپی و پارچه که رنگ ثابت دارد ، چگونه فرق میگذارید ؟برای این منظور، می توانید یک نخ از پارچه را با میکروسکوپ آزمایش کنید. ضمن اینکه آزمایش را در تمام طول نخ ادمه میدهید،اگر نخ رنگی مشخص داشته باشد، پارچه آن نخ رنگ ثابت دارد، اما اگرضمن آزمایش متوجه شدید که نخی را که مورد آزمایش قرار داده اید، رنگهای گوناگونی در تمام طول خود دارد، روشن می شود که رنگ چایی است.

اگر با دقت اجسام موجود در جهان زندگی را به وسیله میکروسکوپ آزمایش کنید، صدها چیز تازه راکشف میکند. مثلاً سنگ را که رنگ های مختلف دارد آزمایش کنید. موهای ریزه پشت دست تان را ببنید.سطح قطعه چوبی را که نجار اره کرده است آزمایش کنید، حشره ای را نگاه کنید.

 

چگونه این مشاهدات را جمع آوری میکنید؟

      وقتی که با میکروسکوپ کار میکنید، به دانش و علاقه تان به علم افزوده می شود ، به شرط اینکه هر آنچه را که در زیر میکروسکوپ می بینید ،جمع آوری کنید.شما می توانید این چیز هایی را که دیده اید ، در دفترچه یی یا در کارت های که در اندازۀ 7×12  سانتی متر است یادداشت کنید.این دفترچه یا کارتها ، را میتوان از نوشت افزار فروشی یا خرده ریزفروشی ها خرید.

در دفترچه یا کارتها،عنوانهای زیر را بنویسید.

شمارۀ آزمایش...

تاریخ آزمایش...

جسم آزمایش شده...

جسم را در کجا یافته ام...

چه دیده ام...

ملاحظات...

 

در زیر ردیف ملاحظات ممکن است یک چنین چیزی را بنویسید.

«این مشاهده با آزمایش شماره... مقایسه شود».

 

کانون چیست؟

         وقتی با میکروسکوپ ساده اشیاء را آزمایش کنید ممکن است توجه کرده باشید که با عدسیه  که در دست تان است  جسم مورد آزمایش را از هر فاصله نمیتوانید ببنید ، و یایستی عدسیه را آنقدر پس و پیش ببرید  تا اینکه جسم روشن روشن دیده شود . چرا باید این کار بکنید ؟

       چشم شما نیزعدسیه دارد.  این عدسیه بخش از چشم است که یا رنگی است  و یا نقطه تاریک است  و مردمک چشم در وسط آن قرار دارد . عدسیه چشم شما نیز مثل همه  عدسیه ها شعاع نور در آن شکسته میشود .  نور چنان شکسته میشود که بروی سلول های  حسی واقع درته کره چشم می افتد . وقتیکه عدسیه چشم سالم باشد، نور چنان در آن شکسته میشود که  هر شعاع نوری  که از جسم به درون چشم میرود، دقیقا ً به محل مناسب میرسد  و تصویر روشنی  از جسم به ته چشم میرسد. تا آن لحظه که  پرتو نور در نقطه تصویر روشنی میدهد. این نقطه دقیقا ً در ته چشم واقع است  و ما جسم را روشن و واضح میبینیم . اما اگر این نقطه بسیار دورتر و یا نزدیکتر باشد، اجسام را محو و تار می بینیم  ، و این چیزی است که اشخاص نزدیک بین  و دور بین  به آن دچار هستند و نقطه که  عدسیه تصویر روشن میدهد، کانون عدسیه نامیده میشود .

       عدسیه میکروسکوپ نیز  دارای کانون است  و باید میکروسکوپ را آن قدر پس و پیش ببرید تا کانون عدسیه آن دقیقا ً در جای قرار گیرد که با عدسیه چشم  روی هم بیافتد  و تصویر روشن در ته چشم  بوجود آورد  و این حرکت عدسیه را جهت یافتن تصویر روشن ، کانون یابی عدسیه می نامیم.

 

چگونه میتوانید میکروسکوپ که عدسیه آن از آب باشد بسازید ؟

       با یک عنبر دست ، یک سوی گیره  کاغذ را ، یا سر سیم را که قطراش به اندازه قطر گیره کاغذ باشد راست کنید . دریک سر سیم  یک حلقه کامل که قطر آن 1.5 میلی متر باشد درست کنید . کمی گریس یا روغن در حلقه بمالید، حلقه را در آب فرو کرده و به آرامی حرکت دهید . قطره آب درون حلقه تشکیل عدسیه میدهد. با عدسیه که خود تان  ساخته اید ، در یک صفحه کاغذ چاپ شده نگاه کنید . این عدسیه  ممکن است کلمات چاپ شده را دو برابر اندازه که هستند بزرگ کند . سر انجام قطره آب بخار میشود ، ولی ساختن عدسیه دیگری به همین طریق بسیار آسان است . به وسیله آب میکروسکوپ های گوناگون را میتوان ساخت .با یک قیچی آهن بر باریکه ئی از قطی حلبی ببرید ، این باریکه از حلبی باید  به عرض 2.5 سانتی متر و طول 10 سانتی متر باشد، احتیاط کنید تا به لبه حلبی خود را زخمی نکنید ، وقتیکه باریکه آماده شد ، با یک سوهان لبه های آنرا کُند کنید  و یا اینکه لبه های باریکه را  با نوار چسپ بپوشانید ، و وسط باریکه حلبی را  دقیقا ً تعین کنید . باریکه را در روی قطعه چوبی  قراردهید  و میخ نسبتا ً متوسط  در وسط آن قرار داده و بکوبید. سعی کنید میخ را بکار برید که قطر باریکه را  بیش از1.5 میلی متر سوراخ نکند . حالا میخ و قطعه چوب را کنار بگذارید .دو انتها باریکه حلبی را خم کنید ، تا باریکه بتواند بایستد،  و مثل میکروسکوپ حلقه پیشین ، گریس یا روغن در کناره سوراخ بمالید و باریکه را ازدو انتها در روی زمین قرار دهید . ابتدا مدادی را درون آب فرو برید و بعد مداد را با دقت از آب بیرون بیاورید و قطره آب روی مداد را  روی سوراخ باریکه ببرید  تا قطره آب درسوراخ باریکه معلق شود و شکل عدسیه را به خود بگیرد .

یک قطعه شیشه ئی صاف را  روی در قطی  فلزی یک اندازه قرار دهید .نوار باریکه که قبلا ً آماده کرده اید  با دقت در وسط شیشه  قرار دهید . زیر شیشه یک آئینه  تخت کوچک طوری قرار دهید که شعاع نور ازطریق شیشه به عدسیه که از آب ساخته اید  به سوی بالا بتابد . زیر عدسیه چند دانه فلفل، نمک یا شکر قرار دهید  و از عدسیه نگاه کنید . ضمن اینکه روی باریکه حلبی  به آرامی فشار می آورید  کانون عدسیه را  بیابید . به نظر شما این عدسیه  دانه ها را چند برابر اندازه اصلی اش بزرگتر کرده است؟

 

چه کسی میکروسکوپ را اختراع کرد؟

        به درستی روشن نیست   که چه کسی  اولین میکروسکوپ را ساخته است. در سده سیزدهم  راهبی که راجربیکن نام داشت، آموخته بود که چگونه شیشه را تراش دهد و عینک بسازد. کمی بعد از آن اشراف میکروسکوپهای کوچکی را با خود داشتند که به اندازۀ انگشت شست بود و یک سر آن دارای عدسیه بود. این ها را ذربینهای مگسی می نامیدند و این نام نشان می دهد که این نوع میکروسکوپهای به چه کار می آمده اند.

 

به کار برنده میکروسکوپ کیست ؟

        گرچه روشن نیست که چه کسی میکروسکوپ را اختراع کرده است، ولی می دانیم چه کسی اولین به کار برنده میکروسکوپ است. به کار برنده میکروسکوپ کسی است که به طور دقیق و از راه اصولی به مطالعه اشیاء کوچک بپردازد. اگر شما هم به طور دقیق با میکروسکوپ ساده به مطالعه اشیاء بپردازید و این مطالعات را یاداشت و جمع آوری کنید شما نیز به کار برنده میکروسکوپ هستید واولین به کار برنده میکروسکوپ آنتونی وان لی ون هوک است.

       وان لی ون هوک تاجرپارچه بود  و بیشتر در سده هفدهم و چند سال نیز درسده هجدهم در  دلفت هالند  زنده گی میکرد . او به عنوان تاجر زنده گی راحتی داشت. اما در زمان فراغت به مطالعه سرگرم میشد ویکی از بزرگرین  کاشفان علم در جهان به شمار می آید. 

کمپیوترچیست

کمپیوترچیست ؟

کمپیوتر عبارت از یک آله برقی میباشد که به هدایت کارمیکند وهدایت داده شده ما را جوابش  را بروی screen  ویا شیشه کمپیوتر نشان میدهد . کمپیوتر از اصطلاح لاتین compute  گرفته شده است که هرگاه درآن (R) اضافه نمایم کمپیوتر گفته میشود وکمپیوتر (% 20 ) برای حسابداری و (%80 ) برای دیگر کارها از آن استفاده میشود .

کمپیوتر به فلد ها تقسیم گردیده است

1-  Networking  

2-    Accounting   

3-   Designing      

4-    Programming

 

سخت افزار چیست ؟

عبارت از جسم فزیکی کمپیوتر سیســتم می باشـــد که قابل دید ولمس بوده  ماننــد : Mouse keyboard/ Monitor  و System می باشــــد .

Types of Hardware

1-                                                 Internal Device

2-                                                 External Device

1 – آلات داخلی Internal Deviceعبارت از آلات می باشــــد که بدون آن کمپیوتر سیســـتم قادر به روشـن شـــــدن نمی باشـــــد ماننــد CPU , RAM, Motherboard

2 – آلات خارجی  External Deviceعبارت از آلات می باشند که بدون کمپیوتر سیســـــتم قادر به روشن شـــدن می باشـــد مانند Printer , CD
Drive , Scanner , Floppyوغیره .

Parts of Hardware

1-                                                               Inputting Device   

2-                                                               Processing Device

3-                                                               Out potting Device


1– Inputting Deviceعبارت از آلات می باشد که معلومات مارا داخل به کمپیوتر می سازند مانند Mouse , keyboard ,scanner ,flash  , CD drive   و غیره .

2 – Processing Device عبارت از آلات می باشند که بعد از Inputting device  استفاده می شوند ومعلومات ما را در حال Process  یعنی جریان قرار میدهد مانند CPU  

3-Outputting Device عبارت از آلات می باشند که بعد از Input  و Process
 استفاده میشود ومعلومات مارا خارج می سازندمانند CD drive , Flash ,Printer ,Monitor 
, Floppy disk  وغیره

نرم افزار یا Software

عبارت از پروگرام ها و Package  های می باشد کهبرای اولین بار کمپیوتر مارا Run  ویا روشن می سازد .

Types of software

1-                                                           System software        

2-                                                           Application software 

3-                                                           Devolvement software

1-System software عبارت از پروگرامها و package  های می باشد که
برای اولین بارکمپیوتر مارا Run  ویا روشن می سازد مانند Dose , Windows , Linux
,Unix و Windows server

2– Application software عبارت از برنامه های
خاص می باشد که برای وظایف خاص استفاده می شود مانند : Access , Power point
,Excel , Word

    

Devolvement software -3عبارت از پروگرامهای می باشد که برای ریاضیات
عالی ویا محاسبات عالی استفاده می شوند مانند visual basic , Oracle  وغیره و

ولتاژ Voltage

ولتاژعبارت از فشار الکترونیکیبین قطب مثبت ومنفی را گویند وعلامه اختصاری آن عبارت از (V)  میباشد

جریان Current

مقدار برقی مه در عین زمان از یک Conductor  عبورنماید وآن conductor  آنرا از خود
عبور داده بتواند بنام current و جریان یاد می شود .

Types of Current

1-                                                AC Current

2-                                                DC Current

1-  جریان متناوب : AC Currentعبارت از جریان می باشد که به شکل غیر مستقیم حرکت می کند یعنی متغیر ویا قابل تغیرمی باشد

1-   جریان غیر مستقیم : DC Currentعبارت از جریان می باشد که به
شکل غیرمستقیم حرکت می کند وقابل تغیر نمی باشد .

میگرویا Millimeter

عبارت از یک آله می باشد که برای اندازگیری برق و چک کردن پرزه جات استفاده میشود و این را همچنان بنام AVO meter  یعنی Ampere volt ohm meter  یاد میکند.

میگر یا Multimeter

میگر چیست ؟ what is multimeter

عبارت از یک آله میباشد که برای اندازه گیزی برق و چک کردن پرزه جات از آن استفاده می شود و این را همچنان بنام AVO meter یعنی Ampere volt ohm meter  یاد میکند .

Types of multimeter

1-                                                                                   Analog multimeter

2-                                                                                   Digital multimeter

نوت :

1-  پیش از آن که چیزی راتوسظ به میگر ویا Multimeter چک کنیم باید سلکتور خود را درجای معین شان بگذاریم .

2-  هزگاه تصمیم چک کردن برق (AC) را داشته باشیم باید که سلکتور خود را درآخرین (range) (AC) بگذاریم .

3-  هرگاه درجریان چک کردن  برق هستیم  باید که سلکتور خود را از جایش تغیر ندهیم .

4- هرتصمیم چک کردن راداشته باشیم باید که دست های خود را به port  ان تماس ندهیم .

1-   OhmRangeتوسط به این بخش میتوانیم خود میگر یا پرزه جات را چک نمایم .

2- AC Voltageتوسط به این بخش می توانیم برق AC  را چک نمایم .

3- DC voltageتوسط به این بخش می توانیم برق DC  را چک نمایم .

4-  AmpereRange توسط به این بخش می توانیم برق باطری وبالتی را چک نمایم .

  • فرق بین 1mΩو100kΩچیست ؟

1mΩ برای پرزه جات خورد استفاده می شود و100kΩ برای پرزه جات کلان استفاده می شود.

      
نوت:

هرگاه اگر نمی فهمیم که برق DC است ویا AC درصورتیکه برق DC  باشد می توانیم آنرا دربالای AC Voltage  چک نمایم واما برق AC  رانمی توانیم دربالای DC Voltage  چک نمایم .

Electrical Devices and Electronic Devices

1-  Electrical Devices عبارت از آلات می باشندکه به برق AC ضرورت دارند مانند : fan , heater وغیره .

2-  Electronic Devices عبارت از آلات می باشد که به برق DC ضرورت دارند مانند : computer , TV  وغیره .

فیوز Fuse

عبارت از یک آله Electrical می باشد که جریان برق را محدود می سازد زمانیکه برق از 250 V زیاد می شود فیوز (Fuse) ما باز شده باید که آنرا به فیوز(Fuse) جدید تبدیل نمایم .

دایود Diode

عبارت از یک آله الکترونیک Electronic   می باشد که برق AC رابه DC تبدیل نموده ویک برق منظم را به ما میدهد
ودارای دوقطب می باشد که قطب مثبت آن بنام عنود Anode  وقطب منفی آن بنام cathode یاد می شود .

  • نوت:

هرگاه اگر دایود Diode  ما بسوزد کدام شکل معین رابه خود اختیار نمی کند ومی توانیم آنرا توسط به میگرMultimeter آنرا چک نمایم  .
 
Resistor

عبارت از یک آله Electrical  می باشد که جریان برق را محدود می سازد زمانیکه یک Resistor  خراب شود کمپیوتر روشن نمی شود .

  • نوت :

هرگاه اندازه Resistor خود را بی فهمیم که چی انداره می باشد باید به نکته های ذیل توجه داشته وآنرا خریداری نمایم هر Resistor  دارای رنگ های مختلف می باشد وهر رنگ از خود دارای شماره های مختلف می باشد وباید آنرا چک نموده دفعه اول ضرب همدیگرنموده وتقسیم (10.1)  می نمایم واندازه Resistor  تعین می شود .

Black_________0

Brown ________1

Red__________2

Orange________3

Yellow_______4

Green________5

Blue_________6

Violet________7

Gray_________8

Whit_________9

 

نیمه موج مستقیم Half Wife Rectifier

توسط به Half WifeRectifier  میتوانیم از نیمه برق مستقیم AC برق DC را بدست می آوزیم این از یکجا شدن دو دایود Diode بدست می آید که یکی آنزا به Forward Bas  یعنی راستهودیگر آنرابه قسم Reveres Bas یعنی سرچپه می گذاریم .

وسیله اصلاح کننده مکمل Bridge Rectifier

توسط به این می توانیم از مکمل برق AC برق DC را بدست می آوریم این در باراز بنام IC ویا Integrated Cercat پیدا می شود که چهار ترمینل می باشد که دوترمینل وسطی آن برق AC را Input  می کند ودو ترمینل خارجی آن برق DC را Output  می کند .

نوت :

علایم خراب شدن در IC این می باشد که هرگاه IC چهار ترمینله داشته باشیم دوترمینل وسطی خود را سیاه نشان میدهد وهرگاه دارائی هشت ترمینل باشد دوترمینل پائین ودو ترمینل بالا خود را سیاه نشان می دهد .

مقاومت ویاResistance

مقدار برقی که درعین زمان از یک Conductor عبور نماید وان Conductor  آنرا از خود عبور داده بتواند همان توانائی Resistance ویا مقاومت می باشد .

نوت :

فرق بین Current و Resistance در چه می باشد ؟

Current را مانند یک پول گفته می توانیم Resistance را مقاومت از جریان گفته می توانیم.

 

عالم حیوانات

  عالم حیوانات

Animal kingdom

Poreferaاسفنج ها

· Calcarea درآبهای کم عمق زندگی نموده سپکیول شان ازکلسیم کاربونیت ساخته شده

· Hexactinella دراعماق آب زندگی نموده سپکیول شان ازمواد سلیکان است

· Demospongia سپکیول شان ازمواد سپانجین وسلیکانی میباشد

· Sclerosoangia سپکیول شان از شپانجین ،سلیکان وکلسیم کاربونیت میباشد

Coelentrata سولینتراتا جسم حیوان میان خالی است بدوشکل میدوز وپولپ وجوددارد .

· Hydrozoa درآب های شیرین زندگی دارد شکل پولپ است حرکت بشکل ملاق زدن دارای تنتاکیل

· Scyphazoa تماما درابحار زندگی نموده بشکل میدوز است (چتری مانند)

· Antozoa بشکل منفرد وکالونی زندگی میکند سحتمان بدن شان بشکل پولپ کوچک میباشد

Platyhelmenthes کرم های پهن

· Turbellaria درآبهای شیرین بشکل آزاد زندگی میکند مانند پلاناریا

· Termatoda خصوصیات : برگ مانند،دوعدد چوشک،کانال هضمی ناقص،تخم گذاراند،کرم جگرگو

· Scytoda ساختمان فیتوی دارد طویل ومخنث میباشد کرم کاهل درروده انسان.. مانند کرم کدودانه گاو

Nemmatoda کرم های مدور:جسم استوانه فاقد بند توسط کیوتیکل پوشیده شده است

1. Ascaris حیوانات که شامل فایلم کرم های مدور میشود قرارذیل است

2. oxyaris

3. hook warm

Annelida کرمهای حلقوی : این حیوان ازحلقه یا بندها تشکل شده است دارای سیستم هاضمه تنفس عصبی

· Polycheata دارای سلیا متعدد است درابحار زیست میکند

· Oligcheata دارای سلیا های محدود است که درخشکه وآب های شیرین زندگی میکند

· Hirudinea فاقد سلیابوده درآب های شیرین زندکی مینمایند مانند جوک

Molluska نرم تنان : تناظردوجانبه بدن از سه قسمت ،جسم توسط کلسیم کاربونیت پوشیده شده است

· Gostropo این حیوان درباغچه ها دیده میشود خسارات ، چشم بالای دوشاخ دراز است سیستم خون

· Pelecypodaدوکفه ای ها دراعماق ابحا زندگی میکند بخار دفاع از خود مواد را ترشح میکند (صدف)

· Cephalopodaپا درسران مانند اکتوپوس وکتل فیش میباشد

Echinodarmata خاپوستان تماما حیوانات بحری اند

· Crinoidea حیوانات ساکن دارای سلیا بوده مانند ستاره بحری

· Asteroidea پاها تیوب مانند دارای چوشک غرض تنفس وحرکت بکارمیرود

· Ophiuroidea پاهای تیوب اینها فاقد چوشک بوده سیستم هاضمه نامکمل است مانند ستاره بحری

· Echinoidea فاقد بازوبوده حرکت توسط چوشک ها پاهای تیوب مانند صورت میگرد مانند خاپشت

· Holothuroidea دارای جسم دراز سیستم هاضمه مکمل بوده میباشد مانند خیاره بحری

Arathropoda حیوانات مفصلیه

· Crustacean قشریه ها : شامل انواع مختلف خرچنگ ها

· Insecta کلاس حشرات : دربرگیرنده تمام حشرات مانند ملخ پروانه زنبورعسل کرم ابریشیم

· Arachinoidea عنکبوت :شامل گژدم کنه وعنکبوت

· Chilopoda صدپایان : شامل انواع مختلف صدپایان

· Diplopoda هزارپایان :تمام انواع هزارپایان

 

Phylum chordate.

 

انزايم ها

انزایم ها:

        کتلست های بیولوژیکی آن کتلست های اند که کنترول مواد را درداخل انساج دارد، که این ها را یک صنف مخصوصی ازپروتینها وانزایم ها می دانند. مطالعه درباره میتابولیزم ها یک مطالعه بزرگی ازسیستم انزایم ها هستند که دراثرداخل شدن درعملیه اکسیدیشن ، ریدکشن ، هایدرولیز وتعاملات تراکمی (بعضی ازچیزهای اند که ازنوع الدول) است. که اکنون فهمیده شده است.

        غذای که دارای آهن هستند یک انرژی بسیارقوی را درساختن انساج ، بلوک های انساج بصورت خیلی ها موثرتولید می نمایند. واکثرازانزایم های که ما می دانیم ماده اصلی ومخصوصی ازانزایم ها بشمارمی رود، یک تعداد ازآنها ازخاندان کریستال است. باید دانسته شود که چه قسم درترکیب خود دارای پروتین ها هستند. که این امرتا هنوزشناخته نشده است ، فلهذا انزایم ها نیزازجمله پروتین ها بشمار می روند.

        یکی دیگراز نوع فشارنمکیت است که دریک مدت مخصوص درحرکات وتعاملات کیمیاوی وهم چنان بخاطرگرفتن وزن رول عمده دارد. مانند امینواسیدها که درترکیب خود دارد ، مگرتابعیت این گروپ را ندارد ، درجریانات برقی بدن.

        بعضی ازانزایم ها مقوی است، اگرهمراه با پروتین ها یکجا شود، یک تجزیه کوچکی ازغیرپروتین ها اکثر آنها به گروپ ازپروستوتیک ویا انزایم ها اطلاق می شود.

        بهترین ازانزایم ها درین صنف شامل تحلیل وتجزیه می شود که ازآنجمله به گلوکزنیزانزایم گفته میتوانیم.

        یکی ازمهم ترین غذا ها برای زندگی تمام همین قسم ماده ها هستند، ازقبیل باکتریا ها، زیرا ما 100 فیصد می دانیم که این جریانات اثرمتقابل وپیچیده ای هستند که درهنگام میتابولیزم کاربوهایدریت ها دوباره اجازه می دهد که به یک سرعت بلند جریان پیدا نماید، درهنگام قدم زدن، واین شامل این پروسه می باشد که تمام این ها را انزایم ها تحت کنترول دارد. وما درین جا توجه خود را بالای یکی ازگروپ کوانزایم ها که ما مشخص می سازیم ، این که چرا ویتامین بی کامپلکس؟

        یک بخش دیگری ازویتامین ها تیامین بی یک است. مانند ریبوفلاوین بی دو، پایروکسیدین بی شش ، سیانوکلابلامین بی دوازده که این ها در ردیف ماده اصلی شامل می شوند. اگرچه آهن ازنگاه بیولوژیکی رول بعضی ازویتامین ها را دارد، اما به صورت درست معلوم نیست. یک معامله عالی درباره تجزیه شدن کلوکزبه کاربن دای اکساید وآب دانسته می شود. وقتی که انرژی با سینتیازیس امینواسید یک جا می شود، همه ای اینها باعث چاقی ، بزرگ شدن بطن ویا شکم وبرآمدن آن به پیش روی، درین پروسه اکثرازویتامین بی ها به گروپ مخصوصی ازانزایم های پروستیتیک اطلاق می شود، که رول آنرا به صورت درست برای شما تعریف می نمائیم.

 

سيرتاريخي ولســـــــوالي ارگـــــو:

آنگاه كه از اثارشهامت دليرمردان مومين كشور اهريمنان روسي ازگوشه وكنار ،عزيران رخت سفر بستند وفراررا برقرارترجيح دادند وديگرجهان به سيروتحول جديددرافغانستان مينگريست،پش بيني ها وتحليلات اصحاب نظردقيقا موافق به تاريخ هشت ثور سال (1371 )جامه عمل پوشيده ؛حكومت جديد بنياد مجاهدين با توجه به رسالت صبغت الله «مجددي»وبرهان الدين «رباني»يكي پي ديگر درشهر كابل تشكل كابينه دادند مدت زمان پس ازجريان كار دولت مسئولين ومتنفذين ولسوالي ارگــــــوطرح تشكيل يك واحد اداري را درمنطقه ضروري پنداشته براي نيل به اهداف صالحه ايشان مقامات عاليه دولتي را درجريان گذاشته اند .باتأسي ازآن سرانجام به تاريخ (1374 )اولين بارارگوپس از نظربرهان الدين «رباني »متصب به صفت ولسوالي گرديده ودرجمع بيست وهشت واحد اداري موجود دربدخشان اظهارموقعيت نمود.

چون زمانيكه  ارگو به حيث ولسوالي جديدالتشكيل درساحه كسب معرفت نمود؛وتشكيل ولسوالي خواستار تعيينات پرسونل كاري بوده بنابرمبناي آن براي اولين بار درتاريخ ارگوتعيينات به گونه ذيل صورت گرفته ؛عبارت اند از ولسوالي ،مديراداري ،امورقضائي سارنوالي مستنطق،قومنداني امنيه ،آمريت جنائيمديريت معارف،مديريت امنيت مديريت زراعت وشهرداري درولسوالي ارگوتعيين گرديده .

سلسله كاروفعاليت درادارات ولسوالي ارگــــــــوبرافق لزوم پيش ميرفت وازسوي تقبل رنج وزحمات مردم ولسوالي ارگودرجريان انقلاب ايجاب حق طلبي مردم ازحكومت را ميداشت ،تادولت با پذيرش نماينده يك صدهزارنفري ولسوالي ارگودرسطح ولايت براي اين مردم احقاق حقوقنمايد.

اكنون درين وهلهنگارش جاداردكه به اساس محورقلمدادنمودن شهروحدت قرا وقصبات ذيربط آن را با درنظرداشت موقعيت جغرافياي وتعارف سكنه باتوجه اهميت موضوع موردبحث وملاحظه قراهيم .  

تاريخچه كشف ويتامينها

 ويتامين تاريحچه اي طولاني دارند.در دوران باستان ﭘس از آن انسانها دريكجا ساكن شدند وكشاورزي را آغاز كردند در يافتندكه غذاهاي گوناگون برای سلامتي انسانها اثر ميگذارد . سومري ها كه در بخش از عراق كنوني زنگي ميكردند نخستين كساني بودن در يافتند غذاها در حفظ سلامتي انسان موثر اند در باره اين مطلب دربابل  بطور گسترده اي ﭘﮋوهش كرده  وحاصل ﭘﮋوهش ها را روي لوح ها ي گلي ثبت نموده بودند.                                                       

      متا سفانه بيشتراين لوح ها به اثر مرورزمان ازبين رفته يا كشف نشده است.كشفيات باستان شناسان درمصركاوش كرده اند نشان ميدهد كه ﭘزشكان مصري براي بهتر شدن حس بينائی در شب به  بيماران خود خوردن غذاهاي خاص را تجويزميكرده اند  .

      بنابر این علم تغذيه از قرن ها ﭘش متولد شده است، ولي متاسفانه براي مدت طولاني ﭘشرفت نكرد. دريونان وروم  باستان وسپس اعراب  ﭘيشرفت هاي در علم ﭘزشكي انجام گرفت . ولي در زمينه پيشگيري بيماري ها ﭘژوهش واقدامي صورت نگرفت . در عوض  آنها تلاش خود را براي درمان بيماري هادر زمانيكه نشا نه ها

بطور كا مل خودشان را نشان ميدادند متمركز ميكردن درمان گران گياهي اوليه كه در زمينه پيشگيري از بيماري ها كار ميكردند.

     جادوگر وساحر مخواندند وبه كار آنان با بد گماني مي نگيريستند سپس در دوران قرون وسطي در اروپا اوضاع بد تر شد چرا كه كشيشان از هر گونه تحقيق وﭘژوهش در هر علم بيزار بودند وآنها را نشانه كفر ميدانستند . بنا برين بسياري از مردم به اثر بيماري هاي گوناگون جان خودرا از دست ميدادند اندكي تحقيق ومطالعه توانست جان آنهارا نجات دهند.                                                       

   آغاز تغیرات :                                                        

     تغيرات در قرن هجدهم واز دربار انگليستا ن آغاز شد . امپرتوري انگليستان بسيار گسترده بود كشتي هاي بسياري زير فرمان دولت اينگليستان دريانوردي ميكردند ، كشتي بانان انگليسي به بيماري مرموزي دچارمي شدند كه طي ان سر شان گيج ميرفت ،بر خستگي مزمن ومفرط دچار مي شدند.                     دندان هاي شان ميريخت ولثه هاي شان ورم مي كرد نقاط مختلف بدن شان خون ريزي ميكرد . اين بيماري بيشتر ازآن مقداري كه سربازان در جنگ ها كشته شده بودند كشتي بانان قرباني ميگرفت و(اسكوروبوت )شكلي همه كشتی بانان نيروي انگليسي وبقيه كشورهابود  ودولت انگليس مصمم بود كه اين مشكل راحل كند                                                                                                    

    چند سال پيش ازسال 1750  يك پزشك و جراح نيروي دريا‍‍‍ئی به نام (جميزليند)كه  درپي يافتن راه چاره اي براي درمان اين علايم ناشناخته بود          دريافت ماده ناشناخته در مركبات هست كه اگر كشتي بانان مركبات بخورند         علايم شان را بطرف ميكند امروز ما آن را ويتامين ميناميم .                                     خوردن مركبات باعث ميشود كه كشتي بانان به اين بيماري دچار نشوند وآن هاي كه به اسكوروبوت مبتلا ميشدند.                                                       

      داكتر ليند در سال  1753 نتايج تحقيقات خود را در تالف مقاله اي به نام(درمان اسكوروبوت ) منتشر كرد .ولي ژنرال هاي ارتش انگليسي بی مهري كردند واز خود توجهی نشان ندادند  وتا سال   1800  کشف داکترلیند  بدون استفاده باقی ماند  ودر این سال ها  100 هزار کشتی بان انگلیسی به خاطر اسکوروبوت جان خودراازدست دادند.                                                                

       سر انجا به کشف این ﭙژشک نیروی دریایی انگلیسی توجه کردند،بیماری بسرعت فروکش کرد ، وجان بسیاری کشتی بانها از مرگ نجات یافت ، کار کنان کشتی  های انگلیسی از آب لیمو استفاده میکردند  ویتامین  c  به بدن شان رسید ، نشانه های اسکوروبوت هم ناﭙدید شد ه وکشتی بان های بسیاری به این بیماری مبتلانشدند                                                                       ویتامین ها:

       ویتامین ها در داخل بدن بسیارکم بوجود می آید از همین سبب باید ویتامینها ی مورد ضرورت از مواد غذائی گرفته شود .مرکبات نامعلومیکه توسط اکما ن  هالندی برای امرار معیشت ضروری شمرده شده بود ،توسط داکترکزیمیرفنک      

 Dr  Casimir Funk در سال  1911بنام ویتامین ها مسمی گردید .

 

 

 

 اهمیت ویتامین:

       ویتامین ها مرکبا ت هستند که به مقدار خیلی جزئی برای سوخت سا ز       مواد غذائی و اعمال حیاتی بدن ورشد نمو  وتندرستی ضرورت اند.              تغذیه ناقص رژیم غذائی نامناسب  سبب کمبود یا فقدان یک یا چند ویتامین میشود وبیماری های مختلف مانند (بری بری ، پلاگر) می انجامد .

      ویتامین ها سبب تسهیل سوخت ساز بدن ، اسیدهای آمینه ، چربیها و  کاربوهایدریت ها می شوند ورشد نمو وترمیم  سلول ها ی بدن را میسر میسازد  برخی ازویتامین ها سبب جذب مواد غذائی در روده ها میشود و بعضی نیزبه عنوان کاتا لیزور عمل میکنند عمل آنها  بروی بافت ها ایپتلیال همچنان  استخوان ها بوده ودر مجموع هر کدام از آنها از بروز یک عارضه جلوگیری   میکند.                                                                                             

      فونک نام Vitalamine یعنی آمینی که حیاتی بوده وبرای زنگی ضرورت دارد   . مواد یکه سبب بهبود مریض  (بری بری( میشود از گروهی آمین بوده اطلاق میشود . پس از آنکه معلوم شد بسیاری از ویتامین ها از گروهی آمین نیستند حرف e  از آخر کلمه ویتامین  حذف Vitamin    مورد قبول شد .

        علاوه بر مواد معدنی ، ویتامین ها نیز مورد نیاز بدن هستند ، زیرا بدون آنها حضور آنها  در غذا ، سلامتی وتعادل اعضای بدن ناپایدار میشود ودر اعمال حیاتی  اختلالاتی ایجاد میگردد عوارضی بروز میکند که گاهی منجر به مرگ میشود .

 

     ویتامین ها سوخت ساز بدن را تنظم میکنند تنها کمبود یک ویتامین میتواند تمام بدن یک انسان را به مخاطره اندازد . خوب است بدانید که بیشتر ویتامین ها از منا بع اصلی طبیعی استخراج میشود .

مقدارمصرف ویتامین ها :

       گرچه هر ویتامین به مقداربسیاراندکی برای رفع نیاز بدن کافی است باید گفت که مردم از کمبود ویتامین چندان هم پایه نیست . غذائی که میخوریم اگر متنوع باشد ویتامین های ضروری را خود به خود به بدن مان میرساند (گویا فقط به استثنائی ویتامین D ) ،مشکل در این است که بسیاری از مردم به انتخاب خوراک خود عاقلانه رفتار نمیکنند یعنی رعایت نمی کنند که غذاهای شان متنوع باشد .همچنان از غذاهای اساسی  ومهمی که ویتامین ها را برای شان تامین کند غافلند به چنین افراد باید مقدار ویتامین اضافی بخورانیم تاجبران کمبودشان شود بسیاری از ویتامین ها قابل ذخیره شدن در بدن نیستند ، از این رومیتوان گفت که ویتامین های افزون نیاز خود را به راحتی رفع میکند با این وصف اگر بخواهم پیوسته یک یا چند ویتامین خاص را به افراط وارید بدن بکنیم کار زیان بخش خوهد بود  این گفته به ویدرباره ویتامین A ویتامین D کاملاصحت دارد.

      پس نباید از کپسول یا شربت ویتامین A و ویتامین D استفاده کرد.چه غذاها یی چه ویتامین های را فراهم میکند                                        

    اکنون نگاه سریع به خواص ویتامین وغذاهایی که آنها را برای مان تامین میکنند خواهم افگند ویتامین A برای سلامتی چشم ، پوست ، دندان واستخوان ها مفید است آنرا میتوان از میوجات ،تخم مرغ ، جگر، وکره بدست آورد ویتامین B1  برای

دستگاهی گوارشی واعصاب مفید است ومانع پیدایش برخی بیماریها میشود آن را به نان ، حبوبات ،جگر خواهد یافت.

    ویتامین ها را به  دو دسته  تقسیم نموده  است ویتامین های محلول در آبwater  soluble  ویتامین ها ی محلول درچربی fat soluble تقسیم میکند . هر یکی از

آنها را با یکی از حروف الفبا ی لاتین مشخص میسازند .  برای این ترکیبات اسا می متعدد شیمیایی وضع گردیده  است.